تبليغاتX
هـــورامــــــان شنـــاسـی - هفته دوم بهمن: آغاز مراسم بزرگ پیرشالیار(زه ماوننه و پیرشالیاری)

 

 




هفته دوم بهمن: آغاز مراسم بزرگ پیرشالیار(زه ماوننه و پیرشالیاری) 

هر سال که ۴۵ روز از فصل زمستان مي گذرد مردم هورامان تخت راه خانه پير شاليار را در پيش مي گيرند تا در شادي جشن بزرگ پيرشاليار سهيم باشند.

شروع مراسم روز چهارشنبه است.اين مراسم سه روز به طول مي انجامد.بدين صورت است كه : از صبح روز اول دامداراني که  دامهاي  خود را براي قرباني در اين مراسم نذر کرده اند دامهاي خود را به جلو در خانه پيرشاليار مي آورند تا به دست متولين مراسم ذبح شوند.پس از ذبح قسمتي از گوشتها را بعنوان تبرک در بين مردم پخش مي کنند و بعضي از آن را هم براي غذاي مراسم به داخل خانه پير انتقال مي دهند.

بعد از ظهر دف ها را براي لحظاتي ديگر آماده مي کنند.نزديکي هاي ساعت۲:۳۰ الي ۳ مراسم شروع مي شود. و نوجوانان و جوانان و پيران دست در دست هم زنجيره اي بزرگ تشکيل مي دهند و با تسلسل جسم و درون اتحاد و همبستگي هميشگي خود را به نمايش مي گذارند.در حين اين رقص شادي (که به نوعي رقص عرفاني هم هست)عده اي دف مي نوازند و عده اي به خواندن قصيده هايي در مدح پيامبر و ... مي خوانند و گروه بزرگ رقص هم لفظ جلاله الله را زمزمه مي کنند.در اين سه روزه مردم هورامان تخت تمام کارهاي خود را تعطيل مي کنند و فقط و فقط وقت خودشان را در اين جشن باستاني صرف مي کنند.

غذاي مراسم( آش جو يا "هولوشينه تشي") همان غذايي است که 950سال پيش  در مراسم پير شاليارپخت شده است.که از طعم لذيذي بر خوردار است .بعد ازخوردن غذا مردم به خانه هاي خود مي روند و غذايي که اضافي است به خانه ها مي برند تا ساير اعضاي خانواده بعنوان تبرک از آن بخورند.

درروز آخر ( بر خلاف دوروز پيش از آن که تا عصر مراسم برپاست)مردم تا شب به رقص مي پردازند و ساعاتي از شب  را  نيز در خانه پيرشاليارميگذرانند(که به اين شب (شب نشست"شه وونيشتي") گفته ميشود.در اين شب سخنرانان به سخنراني درمورد پير شاليار و بحثهاي مذهبي و عرفاني مي پردازند.بعد از آن سرودي يا قصيده اي خوانده مي شود وپايان جلسه با دعا ختم مي شود.

منشا شکل گيري اين مراسم:

ما از پدرانمان شنيده ايم  :در قرن پنجم در اين سرزمين شخصي مي زيسته به نام پيرشاليار که ازهمان  دوران کودکي و نوجواني اش روح بزرگي داشته و صاحب کرامات متعددي بوده است. وي نزد عمويش پرورش يافت چون پدر و مادرش را در دوران کودکي يا نوجواني از دست داده بود وبراي عمويش کار چوپاني و ديگر کارهاي آن زمان را انجام ميداد.نقل است هنگامي که عمويش متوجه کرامات او شد از اوبه خاطر کارهايي که بهش سپرده بود و در شان او نبوده  معذرت خواهي کرد.پس از مدتي  شهرت رياضت و پارسايي و کرامات پيرشاليار  به خارج ازمحدوده هورامان رسيد .تا اينکه پادشاه بخارا از وجود چنين شخص بزرگي مطلع مي شود  ودخترش(بهار خاتون) را که بيماري لاعلاجي داشته و پزشکان از درمان وي عاجز مانده بودند به هورامان تخت نزد پير شاليار مي آورد.هنگامي که وارد هورامان تخت مي شوند  و به  در دو کيلومتري خانه پير شاليارمي رسند  پير شاليار "توجهي"به  آنها مي نمايد و ديوي از بدن دختر جدا مي شود(که هم اکنون به اين مکان تنور و ديوا  گفته مي شود) و گوشهاي دختر شنوا مي شود ولالي اش برطرف مي شود و شروع به تکلم مي کند.بعد از آن وارد خانه پير شاليار مي شوند و وي دختر را بطور کامل شفا ميدهد و پادشاه همانجا دخترش را به عقد وي در مي آورد (قبلا قول داده بود که هر کس دخترش را شفا دهد به عقدش در بياورد).و مردم جشن عروسي بزرگي براي پيرشاليار و بهار خاتون برپا ميکنند که مراسمي که امروز برگزار برگزار مي شود  سالگرد همان روز است.

مشکلات مراسم:

1-نبود اقامتگاه براي ميهمانان:

بي توجهي مسئولان نسبت به موقعيت توريستي هورامان تخت به حدي است که تاکنون نينديشيده اند اقامتگاهي براي ميهمانان بسازند تا در چنين مراسمي براي   گردشگران مشکل اقامت نداشته باشند وتعداد گردشگر  بيشتري جذب بشوند

2-ضعيف بودن پوشش خبري مراسم:

روزنامه هاي کشوري و استان و شبکه هاي راديو و تلويزيوني استان مي بايست هر سال خبر برگزاري  اين مراسم باستاني را پوشش ميدادند.

پيشنهادات به مسئولان:

۱- تهيه بروشور در باره شيوه مراسم و قدمت تاريخي آن

در روز مراسم پيرشاليار بروشورهايي براي ميهمانان تهيه شود تا اطلاعاتي در مورد چگونگي اين مراسم داشته  باشند

2- نصب تابلو بر سر در ورودي آرامگاه پيرشاليار :

۳- تحرير چکيده اي در باره پير شالياردر داخل آرامگاه: در داخل آرامگاه گزيده اي در باره زندگي پيرشاليار نوشته شود و در داخل قابي در داخل آرامگاه نصب شود.

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: |







</html>