تبليغاتX
هـــورامــــــان شنـــاسـی

 

 




معرفي 10 سايت بزرگ  

سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران                       http://www.irib.com

خـبــــرگــزاري جمــهــــوري اســلامــي                                  http://www.irna.ir

بانك اطلاعات "ويكــي پـــديــا"                                      http://fa.wikipedia.org

روزنـــامــه "جـــــام جـــم"                                 http://www.jamejamonline.ir

سازمان ميراث فرهنگي                                              http://www.iranmiras.ir

لـيـنــكــستــــــــــــــان                                             http://www.linkestan.com

انتشارات "نشر احـسان"                                      http://www.nashrehsan.com

سايت "ريـاسـت جمهــوري"                                         http://www.president.ir

اطـلاعات "قــــرآن شـنــــاســي"                         http://www.koranshenasi.com

فــرهـنـگستـــان زبـان و ادب فــــارســي               http://www.persianacademy.ir

 مدير وبلاگ : http://hawramantakht.blogfa.com

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: خبرنگاران و روزنامه نگاران |

بازسازي بافت قديمي هورامان  

به گزارش خبرگزاري فارس(۲۷ فروردین۸۶)  محمد‌رضا رضا فرح مدير‌كل بنياد مسكن انقلاب اسلامي استان كردستان گفته که پروژه بنياد مسكن با عنوان طرح بازسازي بافت قديمي و با ارزش اورامان در دست اجرا است‌ که اين طرح شامل بازسازي روستاي هورامان تخت است كه با وسايل و ابزار سنتي توسط استادان بومي انجام مي‌شود‌ و تمامي پله‌ها و ديوار‌هاي اين مكان و كف راهرو‌هاي آن از ‌سنگ كوهي با نمايي بسيار ظريف درست شده است كه هر بيننده‌اي را به وجد مي‌آورد‌.
متن خبر در خبرگزاری فارس : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8505250075

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: بــافـت تـاريخـي هـورامان |

معرفی کتاب "زمستان در فرهنگ مردم كرد" 

زمــستـــــــــان در فرهنـــــــــگ مردم کـــــــــــــــرد

 (wintertime in the folk culture of the kurds) 

  مــــــــــــــولــف:هـــــــــاشــم ســــلــیــمــــــــــــــــی

انـــتـــشـــــارات:سروش و مرکزمطالعات صدا وسیما

چـــــــــــــــــاپ:اول 1381قــــــیـمـــــت:1600تومان

 

در این کتاب به آداب و رسوم کردهای ایران (از جمله هورامان) پرداخته شده است.مثلا آنجایی که به پوشاک کردها میپردازد پوشاک مختص مردم هورامان را ذکر کرده و می نویسد:مردم هورامان کیش به سر میبندند و کلاش میپوشند( که نوعی کفش ساخته شده از روده گوسفند و چرم گاو و نخ است و کفشی سبک و راحت است و هوا به داخل آن نفوذ میکند). و چوخه و رانک(ساخته شده از موی بز) و فرنجی یا فرجی یا پستک بر تن دارند.

همچنین مولف جشن های زمستانی کردها را تشریح کرده  و در توضیح مراسم پیرشالیار مینویسد: در این جشن ها تنشها و کدورتها به صفا و صمیمیت تبدیل میشود همانطور که در مراسم عرفانی پیر شالیار بمدت سه روز پیر و جوان دست در دست و دوش به دوش هم کثرت در وحدت را معنا می بخشند این مراسم فارغ از وابستگی های دنیوی با چنان شور و هیجانی بر پا میشود که روح حاضران مجلس را تزکیه می کند و ایمان در قلب های آنان ریشه می دواند.

چگونگی پیدایش این مراسم ، زندگینامه پیرشالیار، داستان مشهور" شمشال پیر و جمع شدن هیزم"  و داستان شفا یافتن دختر شاه ایران توسط پیرشالیار در این کتاب با بیانی شیوا تحریر شده و همچنین از هفته های قبل از مراسم یعنی "خه به ر" گرفته تا خود مراسم و کلاروچنی  و مراسم کومسا همه را دقیقا شرح داده است.در پایان مولف می افزاید داستانهایی مثل قصه شمشال پیرشالیار باید مورد عنایت پژوهشگران قرار گیرد .

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: فرهـنگ و زبــان هـورامــان |

Hewrami - هورامي 

Hewrami or Hawrami is an archaic branch of the Kurdish language. Sometimes it is called Gorani Kurdish as well. It is mostly spoken in Hewraman (also Hawraman or Huraman) in western Iran (Eastern Kurdistan) and northeastern Iraq (Southern Kurdistan). The key cities of this region are Pawe in Eastern Kurdistan and Halabja in Southern Kurdistan. The Hewrami dialect of Kurdish is sometimes called Auramani or Hurami. Hewrami is very similar to Avestan, the language of the ancient religion of Zoroastrainism[1]. Prayers are still recited by Hewrami Kurds throughout this region of Kurdistan using a style called Siya Çemane (pron: Seeya Chaman) in Hewrami, where the one reciting the prayer uses high notes to sing holy verses of Zoroastrian faith. Today, some Hewrami-speaking  Kurds use the Siya Çemane style of singing to perform traditional songs.

Several Kurdish scholars regard Hewrami as one of the oldest dialects of the Kurdish language. Some linguists also claim that Hewrami has similarities to the language of the ancient Hurrian tribes that once dominated regions in Kurdistan, and that the name Hewrami or Hurami is derived from Hurrian

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: خبرنگاران و روزنامه نگاران |

Gorani linguistics - گوراني 

Gorani (also Gurani) is a dialect spoken by several hundreds of thousands of Kurds in the province of Kurdistan and province of Kermanshah in Iran, and in the Halabja region in Iraqi Kurdistan and the Hewraman mountains between Iran and Iraq. The dialect also referred to as Southern Kurdish is distinct in terms of grammar and vocabulary and is still debated by some linguists as a language apart from the standard modern Kurdish language.

Gorani is considered to be the closest Indo-Iranian language to Zazaki. The oldest literary documents in these related languages, or dialects, are written in Gorani. Hewrami, considered a sub-dialect of Gorani, is a very distinct dialect spoken by Kurds in a region called Hewraman along the Iran-Iraq border. Many Gorani speakers belong to the religious grouping Yarsanism, with a large number of religious documents written in Gorani.

Since the nineteenth century, Gorani has slowly been replaced by Sorani in several cities, both in Iran and Iraq. For large populations of Kurds, Sorani has replaced Gorani in cities such as Kirkuk, Meriwan and Halabja, which are still considered part of the greater Goran region.

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: فرهـنگ و زبــان هـورامــان |

انتصاب بخشدار - حسن محمدي 

 
بخشداري هورامان
 
اسماعيل نجار استاندار كردستان طي حكمي از طرف مصطفي پورمحمدي وزير كشور روز يكشنبه1385/2/24 حسن محمدي را به عنوان بخشدار جدید اورامان منصوب كرد.

در این حكم آمده است : در اجرای ماده 6 مصوبه شماره 602/12 مورخ 30/7/1377 شورای عالی اداری و تفویض اختیار شماره 109058/4/1 مورخ 22/9/84 مقام عالی وزارت و با توجه به پیشنهاد شماره 1005/س/م /33 مورخ 13/12/84 فرمانداری شهرستان سروآباد جنابعالی را به عنوان بخشدار اورامان  منصوب می نمایم..... انتظار دارد ضمن هماهنگی با فرماندار محترم ، بر مبنای اصول چهارگانه دولت اسلامی ( عدالت گستری ، مهرورزی ، خدمت به بندگان خدا و تعالی مادی و معنوی كشور ) و خدمت به مردم آن بخش موفق و موید باشید

حسن محمدی اهل روستای  اورامان از توابع شهرستان سروآباد دارای مدرک تحصیلی لیسانس عمران  یکی از نیروهای بومی منطقه  و اهل سنت است

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: مـشــــاهـيـــر هــورامـــان |

آيين پيرشاليار يادگار باستان 

 

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۴/۱۱/۱۶مطلب را در سایت خبر گزاری بخوانید:

 
تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: مــراســـم پيـــرشــاليــــار |

همايش "علم و عرفان و هنر"  

روزنامه شرق(سه شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۴ ) فرانك رستگار:

مردم اورامان هر ساله در پايان بارندگى و آغاز كوچ به منطقه ييلاقى مراسمى سنتى را با ذكر و دعاى كومسا در جوار مزار پير شاليار برگزار مى نمايند. امسال همزمان با برگزارى مراسم ياد شده همايشى تحت عنوان علم، عرفان و هنر در دبيرستان شبانه روزى پير شاليار با حضور انديشمندان، فرهيختگان، شاعران، هنرمندان و روحانيون در اورامان تخت سروآباد از توابع استان كردستان برگزار گرديد. على احمد باباخاص فرماندار شهرستان سروآباد و رئيس همايش اهداف اين گردهمايى را زنده كردن و ارج و بها دادن به فرهنگ و آداب و رسوم اصيل هورامان كه ريشه در باورها و اعتقادات كهن ما ايرانيان دارد و همچون نگين در تاريخ كردها و ايران مى درخشد دانست. همچنين آشنايى و معرفى شخصيت هاى علمى _ عرفانى هورامان از جمله پير شاليار ۹۹ پير هورامان ملاحسن دزلى بيسارانى صيدى _ ملاخضر رودبار مشايخ خاندان نقش بندى _ قادرى، ضيايى، خالصى، حسامى نودشى مردوخى، جلالى، سجادى. معرفى و تقويت هنرهاى سنتى و بومى از جمله معمارى، صنايع دستى، آواهاى محلى هورامان از ديگر اهداف اين همايش است. ........


ادامه مطلب
تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: خبرنگاران و روزنامه نگاران |

پرونده ثبت اورامان تخت در فهرست آثار ملي  

ميراث استان ها _ هيچ ارگاني بر نحوه ساخت و ساز روستاي اورامانات كه قدمت آن به دوره ساساني باز مي گردد، نظارت نمي كند.
به گزارش «ميراث خبر»، روستاي پلكاني اورامانات كه مركز دهستان اورامانات در جنوب شرقي شهر مريوان قرار دارد يكي از منحصر به فردترين روستاهاي تاريخي كشور است كه همچنان در فهرست آثار ملي به ثبت نرسيده است. اين روستا با بافت تاريخي خود هر ساله گردشگران بسياري را به طرف خودش جذب مي كند و به لحاظ گردشگري نيز يكي از قطب هاي گردشگري استان كردستان محسوب مي شود.
«اقبال عزيزي»، كارشناس ميراث فرهنگي استان كردستان و رييس سابق اداره ميراث فرهنگي مريوان در خصوص روستاي تاريخي اورامانات به ميراث خبر گفت: «روستاي تاريخي اورامانات يكي از زيباترين و منحصر به فردترين روستاهاي تاريخي كشور است. قدمت اين روستا به دوره ساساني باز مي گردد. اين روستا به علت واقع شدن در دره اي شرقي _ غربي در شيب تندي رو به روي يال شمال كوه «تخت» به صورت پلكاني ساخته شده است، به شكلي كه بام هر خانه حياط خانه ديگري است.»
وي در ادامه افزود: «خانه هاي اين روستا از سنگ و اغلب به صورت خشكه چين ساخته شده اند. ساخت و سازهاي جديد در اين روستا باعث شده است تا فضاي كل معماري آن را تحت الشعاع قرار داده و خطري جدي بافت تاريخي آن را ...........


ادامه مطلب
تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: دهـكـــده گــردشــگــــري |

معرفي بخشدار جديد اورامان "مهندس سعيد اكبري" 

جلسه شوراي اداري شهرستان سروآباد در مركز بخش اورامان تخت تشكيل گرديد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور، در اين جلسه فرماندار سروآباد ضمن برشمردن خدمات نظام جمهوري اسلامي در طول 26 سال گذشته در منطقه اورامان در زمينه هاي مختلف عمراني – خدماتي – فرهنگي و بهداشتي از پروژه هاي مهم سال 84 را ادامه آسفالت جاده اورامان – نوين – تأمين آب شرب اورامان و نوين – استقرار شهرداري – احداث كتابخانه عمومي اجراي طرح بافت با ارزش و دو باب دبيرستان در شهر اورامان و همچنين احداث پل در روستاهاي سلين و رودبار و پروژه هاي مخابراتي روستاهاي سلين و نوين و بهره برداري از خط فيبرنوري در محور اورامان اعلام كرد. لازم به ذكر است در اين جلسه مهندس سعيد اكبري به عنوان بخشدار جديد اورامان معرفي و از زحمات و تلاش محمد زاهد مرادي بخشدار سابق اين بخش تقدير و تشكل به عمل آمد
تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: بــخـشـــداري هــورامـــان |

ويندوز با نماي روستاي هورامان تخت  

(خور: xewer )

پوسته ميديا پلير ويندوز با  نماي روستاي اورامان تخت .   Windows Media Player Skin

خصوصيات اسكين :

  • پخش تصاوير به شكل دايره اي (داخل خورشيد)
  • طلوع براي پخش تصاوير و غروب آن در هنگام پخش فايلهاي صوتي

این ویندوز را شرکت توسعه گران نرم افزار کردستان(http://www.sdkurd.com/gift.htm) ساخته است

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: تـصـــــاويــــر هـــورامــــان |

ایستگاه اقلیم شناسی سروآباد 

با توجه به نیاز استانی و حسب درخواست مکرر فرمانداری شهرستان سروآباد هواشناسی استان در سال۸۳مبادرت به احداث و راه اندازی یک ایستگاه اقلیم شناسی در شهر سروآباد نمود لازم به ذکر است که در حال حاضر در این شهرستان هواشناسی دارای شش ایستگاه باران سنجی در سروآباد قلعه جی دزلی اورامان تخت سوره تو گواز و یک ایستگاه اقلیم شناسی در سلین می باشد
تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: جـغــرافـيــاي هــورامــــان |

هورامان در گاهنامه (هه ره س) 

برای مطالعه مقالات روی قسمتهای مربوط به هر یک کلیک کنید

معرفی اورامان    قسمت 1

معرفی اورامان    قسمت 2

معرفی اورامان    قسمت 3

معرفی اورامان    قسمت 4

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: خبرنگاران و روزنامه نگاران |

اورامان بهشت پنهان كردستان 

اورامان كه مركز روستاي اورامانات در جنوب شرقي شهر مريوان است، در دره اي شرقي _ غربي و در شيب تندي رو به روي يال شمال كوه تخت واقع شده است.
خانه هاي روستا كه به طور كلي از سنگ و به صورت خشكه چين ساخته شده، پلكاني كوهستاني را ايجاد كرده كه در زير هر پله مردماني تندرست و شاداب جاي گير شده اند و معني زندگي را با لذت درك مي كنند. هر روز كه از پنجره به آن سوي كوه مي نگرند، همسايگان كوه مجاورشان را مي بينند. و اين خانه ها به وسيله پلي باريك و ابتدايي به هم اتصال مي يابند. همين بافت معماري زيباست كه موجب نامگذاري اين روستا به پالنگان شده است. ظاهرا همه چيز دست در دست هم داده اند كه اورامان تخت را بهشتي پنهان در دل كوه و دشت بنا كنند. مسير الحاقي اين بهشت از سوي مريوان جاده اي به طول 75 كيلومتر است كه حدود 30 كيلومترش آسفالت و بقيه آن خاكي است. البته خاكي كه نمي توان گفت جاده اي پر از گل و گياه و سبزه كه شايد اگر در ارديبهشت گذرتان به آنجا بيفتد هرگز رقبت حركت در آدمي ايجاد نشود چرا كه چشم انداز رويايي جاده مريوان به راستي چشم نواز و زيباست و هيچ سخني ياراي توصيف اين سرزمين را نتواند بود. گل هاي وحشي زرد و سرخ و لاله هاي واژگون اطراف دشت ها و مناطق كوهستاني جاده مريوان هم ارزش دارويي دارند و هم باستاني. ولي شايد فقط خود اهالي منطقه علت ماندگاريشان را بتوانند بازگو كنند.
بنا به اعتقاد اين مردم، روستايشان زماني شهري بزرگ بوده و مركزيتي خاص داشته و به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) ناحيه اورامان ياد مي كردند.
وضعيت خاص روستا از نظر معماري، موقعيت چشمه هاي پر آب، هم چنين مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و به ويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن، نشانگر اهميت آن در زمان ساساني است. مراسم معروف «پير شاليار» از زمان هاي بسيار دور در اين روستا برگزار مي شده. مراسمي كه با ريشه اي كهن جشن عروسي پير شاليار (شهريار) را يادآور مي شود،اين مراسم كه شامل سه مرحله است در اولين هفته دي ماه با ارسال گردوهايي براي مردم كه از باغ شاليار چيده شده آغاز مي گردد و با طي مراحل و آداب و سنن بسيار در كنار مزار پير شاليار با تقسيم نان خرد شده در داخل ماست بين مردم، پايان مي يابد.
مردم اورامان بر اين عقيده اند كه اين رسم و رسوم بايد پا بر جا بماند و اورامانات تخت همچنان با طي همين مراحل تا به اينجا پايدار مانده و خواهد ماند.

از: سایت سازمان میراث فرهنگی

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: امـاكـن ديـدنـي هـورامـان |

معرفي اورامان در سايت تبيان 

 

واژه ي " اورامان" يا " هورامان" از دو بخش " هورا" به معني "اهورا" و " مان" به معني خانه، جايگاه و سرزمين تشكيل شده است. بنابراين اورامان به معني " سرزمين اهورايي" و "جايگاه اهورامزدا" است. " هور" در اوستا به معني خورشيد آمده و هورامان " جايگاه خورشيد" نيز معني مي دهد........

روستاي اورامان تخت (ارتفاع 2980 متر): اين روستا مركز دهستان اورامانات ، در جنوب شرقي شهر مريوان قرار دارد و جاده اي به طول 75 كيلومتر،  آن را به شهر مريوان متصل ..........


ادامه مطلب
تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: امـاكـن ديـدنـي هـورامـان |

پذيرايي در محضر پيرشاليار 

پیر شالیار جشن کهني است که با وجود تغییرات زیاد در طی زمان ، ریشه های کهن  خود رابه خوبی حفظ کرده است.

تهران _ 10 بهمن 1383 _ ميراث خبر:
جاذبه هاي گردشگري، سارا لقايي _ موسسه طبيعتگردي كلوت براي اولين بار گردشگران را با مراسم قديمي پيرشاليار در قالب طبيعتگردي و فرهنگي آشنا مي كند.
در اين تور سه روزه كه براي اولين بار و از 14 تا 16 بهمن ماه برگزار مي شود، گردشگران علاوه بر ديدن طبيعت زيباي اورامانات و معماري طبقاتي شكل ماسوله كردستان _ اورامان تخت _ با آيين مردم اورامان تخت آشنا مي شوند.
جشن پیر شالیارمراسم بسیار کهني است که با وجود تغییرات زیادی که در طی زمان داشته، ریشه های کهن  خود را به خوبی حفظ کرده است. کتاب پیر شالیار «مارفت پیرشالیار» (معرفت پیرشهریار) نزد مردم اورامان بسیار محترم است و کلماتش رابه جای ضرب المثل به کار می برند. درکتاب پیر اشارات زیادی در مورد حفظ آیین قدیم است.
جشن بزرگ مردم اورامان در بهمن ماه است. هر ساله چهل روزمانده به تمام شدن چله بزرگ، در آغاز چله کوچک یعنی میان 35 و 45 روز زمستان که زمین اولین و دومین نفس خود را می کشد جشن می گیرند. این جشن در سه مرحله انجام می شود. ............


ادامه مطلب
تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: دهـكـــده گــردشــگــــري |

معرفي پير از سازمان میراث فرهنگی 

سازمان میراث فرهنگی

مراسم‌ و جشن‌هاي‌ سنتي‌ ديگري‌ نيز در ميان‌ كردان‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ ريشه‌ در باورهاي‌  ايشان‌ دارد. برگزاري‌ جشن‌ عروسي‌ پير شاليار از آن‌ جمله‌ است‌.

جشن‌ عروسي‌ پير شاليار (شهريار) مراسمي‌ بسيار كهن‌ است‌. اگرچه‌ اين‌ مراسم‌ در طول‌ زمان‌ با تغييرات‌ بسيار مواجه‌ بوده‌، ولي‌ ريشه‌هاي‌ كهن‌ ‌ خود را به‌ خوبي‌ حفظ‌ كرده‌ است‌ در منابع‌ مكتوب‌ تاريخي‌ آمده‌ است‌: پير روحاني‌ به‌ نام‌ پير شاليار نزد مردم‌ اورامان‌ بسيار محترم‌ است‌ و كتابش‌ را به‌ بيگانگان‌ نشان‌ نمي‌دهند و كلماتش‌ به‌ جاي‌ ضرب‌المثل‌ به‌ كار مي‌رود. جشن‌ بزرگ‌ مردم‌ اورامان‌ در بهمن‌ماه‌ كه‌ سال‌ روز ازدواج‌ اوست‌ برگزار مي‌شود.

اين‌ مراسم‌ هر سال‌ در بهمن‌ماه‌، در آغاز چله‌ كوچك‌، در سه‌ مرحله‌ و طي‌ سه‌ هفته‌ انجام‌ مي‌شود.

در اولين‌ هفته‌ بهمن‌ماه‌، گردوهايي‌ كه‌ از باغ‌ پير شاليار چيده‌ شده‌، براي‌ اهالي‌ ارسال‌ مي‌شود و به‌ اين‌ ترتيب‌ اهالي‌ از شروع‌ مراسم‌ با خبر مي‌شوند.

در دومين‌ مرحله‌ مراسم‌، كه‌ شب‌ چهارشنبه‌ بعد آغاز مي‌شود بچه‌هاي‌ روستا پيش‌ از طلوع‌ آفتاب‌ به‌ پشت‌ بام‌ مي‌روند و با خواندن‌ اشعار و گرفتن‌ هدايايي‌ از اهالي‌، خبر از برآمدن‌ خورشيد و آغاز مراسم‌ قرباني‌ مي‌دهند. با طلوع‌ اولين‌ اشعه‌ آفتاب‌، نوبت‌ ذبح‌ گوسفندان‌ و گاوهاي‌ قرباني‌ در بين‌ اهالي‌، شب‌ هنگام‌ همه‌ مردان‌ در خانه‌ پير جمع‌ شده‌، گروه‌ گروه‌ در جايگاه‌ مخصوص‌ طايفه‌ خود مي‌نشينند و براي‌ تبرك‌ رشته‌ تسبيح‌ چوبين‌ دانه‌ درشت‌ و تخت‌ گيوه‌ به‌ جاي‌ مانده‌ از پير را مي‌بوسند. سپس‌ مراسم‌ نواختن‌ دف‌ و گفتن‌ ذكر آغاز مي‌شود.

در سومين‌ جمعه‌ بهمن‌ماه‌، مردان‌ نان‌هايي‌ را كه‌ به‌ شكل‌ قرص‌هاي‌ طلايي‌ رنگ‌ از آرد گندم‌ و مغز بادام‌ كوبيده‌ تهيه‌ شده‌ و با گياهان‌ خشك‌ چون‌ ريحان‌ و سياه‌دانه‌ تزيين‌ شده‌ است‌، بر سر مزار پير شاليار مي‌برند و پس‌ از جمع‌ شدن‌ بر سر مزار پير، نان‌ها را روي‌ هم‌ مي‌ريزند و آنها را خرد كرده‌، با ماست‌ بين‌ حاضران‌ تقسيم‌ مي‌كنند.

هر سال‌ در دومين‌ هفته‌ ارديبهشت‌، اهالي‌ اورامان‌ و رستاهاي‌ مجاور به‌ رسم‌ تبرك‌ و براي‌ شفاي‌ بيماران‌ قطعه‌اي‌ از تخته‌ سنگ‌ كنار مزار پير شاليار را مي‌كنند و با خود مي‌برند و بر اين‌ باورند كه‌ كرامت‌ و پير شاليار باعث‌ تبرك‌ اين‌ سنگ‌ شده‌ و هر سال‌ دوباره‌ سبز خواهد شد.

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: مــراســـم پيـــرشــاليــــار |

روزنامه ايران و باورهاي زلال 

                                     روزنامه ایران(۲۶اسفند۸۱) نوشته :بابك صديقي

اگر از پيچ و خمهاي سخت و يخ زده منطقه جاده مريوان ـ اورامان بگذري، در پس آخرين گردنه ، روستايي محصور در برف از دل دامنه كوهي بيرون زده كه زيبايي آن بيننده را مسحور مي كند. اورامان تخت برخلاف خود روستايي است كه تنها بربام خانه هايش مي توان سطحي تخت يافت. اوايل بهمن ماه هر سال در روستا جنب وجوش خاصي به چشم مي آيد كه نشان از نزديك شدن زمان مراسمي دارد كه صدها سال است مردم منطقه با اعتقاد وحساسيت بسيار سعي در برگزاري آن دارند. به گفته اهالي روستا ۹۵۰ سال پيش پيري صاحب كرامات در اين روستا مي زيسته كه از مقربين حضرت حق بوده و از زمان حيات وي تا به حال هر سال مردم روستا سالگرد ازدواج وي را كه آخرين پنج شنبه پيش از پانزدهم بهمن ماه است دقيقاً به همان گونه كه اولين بار برگزار شده، جشن مي گيرند. از جمله كرامات وي سنگيست در كنار مقبره اش كه هر سال مردم تكه هايي از آن را به عنوان تبرك خرد كرده با خود مي برند. بامداد چهارشنبه پس از نماز صبح در آن زمان كه كودكان روستا در كوچه هاي بسيار باريك و برف گرفته ده با فرياد «كلاروچنه» به در منازل رفته، سهم خود را از گردو، بيسكويت و غيره طلب مي كنند مردان آبادي در شرف آماده كردن حيواناتي هستند كه در طول سال خانواده ها به دلايل خاص نذر كرده اند تا در مراسم قرباني كنند. در مراسم پيرشاليار وظايف تقسيم بندي شده است و هر خانواده اي همان كاري را انجام مي دهد كه اخلاف او در زمان حيات پير در مراسم عروسي انجام مي دادند بدين معني كه خانواده اي مسؤول نگهداري از احشام نذري و ذبح آنها، خانواده اي مسؤول پخت و پز آش نذري و ... مي باشند. هر سال حدود ۳۰ رأس گوسفند و بز و ۲ رأس گاو در مراسم ذبح مي شود. خونابه بخاركنان از بام خانه پير بر بام خانه پايين دست و از آن به ديگري روان است تا بر بامي يخ كند. بخشي از گوشت تقسيم شده، مابقي به عنوان آش نذري در منزل پير پخت مي شود تا ظهر چهارشنبه و پنجشنبه بين مردم تقسيم شود. هر چند مردم روستا معتقدند اين آش هرگز كم نخواهد بودو جمعيت هر چند زياد باشدكسي با ظرف خالي از منزل پيرنخواهد رفت اما جمعيت هميشه از سر شوق براي گرفتن غذا فشار مي آورد. درخلال انجام مراحل مختلف مراسم كه از چهارشنبه تا پنجشنبه شب به طول مي انجامد. در خانه پير به روي مردم باز است و هركس مي تواند براي زيارت تخت گيوه وتسبيح پير كه از او به يادگار مانده، وارد منزل شود. گفته مي شود كه اين گيوه ها را «كوسه هجيج» كه مقبره وي در روستاي هجيج كه در فاصله اي نه چندان نزديك به اورامان واقع شده، براي پير آورده است. بعد از نماز ظهر دراويش قادري كه عمدتاً از روستاهاي اطراف و روستاهاي مرزي عراق از سه شنبه شب به اورامان آمده اند بر بام خانه پير حلقه زده با آواي عرفاني دف شروع به ذكر و سماع مي كنند. در اين ميان سالمندان سر رشته ذكر را به دست دارند و جوانان در پي هر از گاهي از خودبي خود مي شوند. بعد از پايان مراسم ذكر همگي به مسجد روستا مي روند ونماز مغرب را به جماعت مي خوانند. در اورامان هنگام نماز مغرب نمي توان كسي را در كوچه ها ديد؛ مردان در مسجد به جماعت و زنان در منزل به فرادا تسبيح حق مي گويند.
از بامداد پنجشنبه مراسم از سرگرفته مي شود و همه در تكاپو وتلاشند. ديگهاي بزرگ آش در خانه پير برآتشند وجماعت به انتظار. خانه پير اتاقي بزرگ است كه در كنار ديوارهاي آن سكوهايي براي نشستن ساخته اند و بر ستونهاي چوبي اطاق نيز تيرهاي چوبي موازي تكيه داده شده تا مردم بر آن بنشينند.
در خانه پير هر خانواده جاي مخصوص خود را دارد و علي رغم افزايش جمعيت در اين چندصدسال مساحت خانه هنوز مردم را جا مي دهد. هر شخص فقط مي تواند در همان جايي بنشيند كه ۹۵۰ سال پيش اجدادش نشسته بودند. شب هنگام پس از نماز عشا همه در جاي خود نشسته يا برپا ايستاده اند. امام جماعت به ارشاد مردم مي پردازد، از انحرافات اخلاقي وخطر وهابيگري مي گويد و در پايان از جوانان مي خواهد كه از پير الگو بگيرند و آخرت را به دنياي فاني نفروشند. بانگ صلوات برپاست و مردم متفرق مي شوند تا سال بعد كه در همين زمان گردآيند و آيين چندصدساله را به پا دارند.

 

 

 

 

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: مــراســـم پيـــرشــاليــــار |

هورامان جايى براى مهرورزى 

همان روستايى كه خانه‏ هاى سنگى بسيار زيبا دارد و بام هر خانه حياط خانه بالاتر است؟

- بله، در واقع يك كوه است، خانه‏ ها در دامنه اين كوه، طبقه طبقه بالا رفته‏اند. پايين جاده هم يك دره است و باغ‏ها طبقه‏طبقه از كنار رودخانه ته دره بالا آمده‏اند. مردم بسيار زحمتكشى دارد.

آقاى حسينى مبالغه نمى‏كند، ديروز كاك مصباح و كاك مظفر باغ‏ها را به ما نشان دادند و گفتند:

- خاك شيب دره و كنار رودخانه براى كشاورزى مناسب نيست، باغچه‏ ها را درست مى‏كنند و خاك را از جاى ديگر مى‏آورند.

باغچه‏بندى در آن شيب سنگلاخ يكطرف، خاك آوردن يكطرف، آبيارى يكطرف و مراقبت از درخت در اين آب و هوا هم يكطرف.

آقاى حسينى ادامه مى‏دهد:

- مردم خوبى هستند. مهمان‏نواز و...اهل قناعت هستند، زندگى مردم، مى‏توانم بگويم تقريباً يكسان است. پاكيزه هستند، از نظر مذهبى آدم‏هاى بسيار خوب و محكمى‏اند. مبانى و احكام دينى را رعايت مى‏كنند، اندك كسانى را مى‏بينيد كه اهل نماز و روزه نباشند حتى بچه‏ ها. مردم خيلى مهربانى هستند. خوشرو هستند.

خوشرويى و مهربانى، براى بيان آنچه ما ديروز در  اورامان تخت  ديديم واژه‏ هاى نارسايى است. بزرگترها، ما بيگانه‏ هاى كنجكاو را به خانه‏ هاشان دعوت كردند، بچه‏ ها دستمان را مى‏كشيدند، برايمان گل سرخ و زرد و شكلات هديه آوردند، مشت‏هاى كوچكشان را گشودند و تخمه آفتابگردان و آلوچه‏ هاى كوچك سبز را در دستانمان ريختند و در آخر ما را با نامه‏ هاى شورانگيز و نوشته‏ هاى تخيلى بدرقه كردند.

آقاى حسينى ادامه مى‏دهند: از نظر تاريخى و آثار باستانى هم اين منطقه قابل توجه است. كلمه تخت به دنبال اورامان به معناى مركز، تختگاه و پايتخت است. بر قله كوه بالاى اورامان هم آثار يك قلعه هست كه قدمت آن معلوم نيست، شايد مربوط به دوره ساسانى باشد. در اورامان آرامگاه 99 پير هست كه مردم به آنهابه‏عنوان آدم‏هاى خوب اعتقاد دارند. يكى از آنها پير شاليار )يعنى پير شهريار( اول است. او صاحب كتابى به نام معرفت پير بوده است. يكى ديگر پير شاليار دوم )سيد مصطفى( است كه حدود 800 سال قبل و هم‏عصر با شيخ عبدالقادر گيلانى بوده است. از نظر زيبايى هم اورامان قابل توصيف نيست.«

اين حرف هم درست است، اورامان واقعاً وصف ناشدنى است. ما عازم روستاى سرپير بوديم اما به اورامان تخت كه رسيديم نتوانستيم پياده نشويم و به تماشا نايستيم. در ضمن راه سرپير را پرسيديم و گفتيم كه آمده‏ايم كتابخانه‏اى را كه »كانون شهروندى ژيار« در آنجا تاسيس كرده است ببينيم. گفتند روستاى سرپير آن بالاست اما كتابخانه پايين است.

- كتابخانه دولتى است؟

- نه، از تهران و سنندج آمده‏اند باز كرده‏اند.

- آخر اينجا كه سرپير نيست!

سرپير آنجاست ولى كتابخانه اينجاست.

- حتماً منظورشان همين بود.

به طرف كتابخانه راه افتادم. همراهم پرسيد: فقط همين كتابخانه را بايد ببينى؟

- نه، بايد اطلاعاتى هم در مورد روستا، مدرسه‏ ها، كودكان و نوجوانان و كتابخانه مدارس جمع‏آورى كنم.

من به كتابخانه رفتم و او به مدرسه دخترانه‏اى كه از پايين پيدا بود.

محل كتابخانه ساختمان‏تر و تميزى است با يك حياط كاهگلى كه پشت‏بام خانه پايينتر است. با پنجره‏ هاى آبى و صورتى و تابلوى سبز: »كانون توسعه فرهنگى كودكان، كتابخانه اورامان تخت تأسيس 1381.»

كتابخانه تعطيل است، پرس و جو مى‏كنم، كتابدار كتابخانه ليدا كرمى ديپلمه، 25ساله است و مسؤول آن ناصح شريفى، 39ساله، فوق ديپلم آموزش ابتدايى و رئيس سابق شوراى محلى روستاى اورامان تخت به‏سراغ شريفى مى‏رويم، مى‏گويد: كتابخانه با كمك افراد خيرى كه از تهران و سنندج آمده بودند، تأسيس شد.

با نام »كانون توسعه فرهنگى كودكان« و كتابخانه‏ هاى روستايى آنها در جنوب خراسان و يزد و روستاى گلين آشنا هستم. از آقاى شريفى مى‏پرسم: مى‏دانيد چه كسانى بودند؟

- خانم همايونى از تهران و خانم قدم‏خيريان از سنندج.

- كتابخانه چند جلد كتاب دارد؟

- 1890 جلد.

- محل كتابخانه استيجارى است؟

- بله ماهى 35هزار تومان و مى‏افزايد: كتابدار هم ماهى 25هزار تومان حقوق مى‏گيرد.

- چند نفر عضو دارد؟

- بخش دانش‏آموزى رشد 270 نفر.

- بخش‏هاى ديگر هم دارد؟

- بله، ولى من اطلاع دقيق ندارم.

- در مورد تقسيم‏بندى كتابخانه و نحوه امانت دادن كتاب توضيح مى‏دهيد؟

- تقسيم‏بندى كتابخانه به روش ديوئى است و كتاب‏ها را بر حسب سن بچه‏ ها به آنها مى‏دهند. ما هر ماه يك گزارش كار به سنندج مى‏فرستيم.

- براى چه كسى؟

جواب مشخصى نمى‏دهد و اطلاعات بيشتر را به صحبت با خانم همايونى موكول مى‏كند.

در بازگشت به تهران با خانم منير همايونى صحبت مى‏كنم. او كه از اعضاى هيأت مؤسس كانون توسعه فرهنگى كودكان است مى‏گويد:

- كتابخانه داراى چهار بخش است، مخزن كتاب، قرائت‏خانه، اتاق كاردستى و بازى و اتاق سمعى و بصرى.

- در مورد كتاب‏ها توضيح مى‏دهيد؟

- بيشتر كتاب‏هاى ما ويژه كودكان و نوجوانان است ولى كتاب‏هاى مورد نياز مادران و آموزگاران را هم داريم. در واقع اين يك كتابخانه جامع است.

- چه كسى كتاب را در اختيار بچه‏ ها مى‏گذارد و با چه معيارى؟

- در همه كتابخانه‏ هاى ما كتابدار اين كار را مى‏كند، اگر لازم باشد از كمك كتابدار هم استفاده مى‏كنيم.

- آيا اين كتابداران آموزش‏ديده هستند؟

- بله، حتماً. كتابداران ما از بين داوطلبان بومى انتخاب مى‏شوند، ولى حتماً يك دوره آموزشى را مى‏گذرانند، آموزش طبقه‏بندى كتاب، گروههاى سنى، آشنايى با ادبيات كودكان. حتى براى بازى با كودكان و كاردستى آموزش مى‏بينند.

- به جز همكار بومى آيا در استان هم با سازمان‏هاى غير دولتى »هم‏هدف« همكارى مى‏كنيد؟ در اورامان به من گفتند خانم قدم‏خيريان از سنندج هم با شما بودند.

- بله، ما هر جا كه كتابخانه روستايى تأسيس كرده‏ايم در مركز آن استان با سازمان‏هاى غير دولتى و دولتى همكارى داريم. خانم قدم‏خيريان عضو انجمن زنان كوهنورد كردستان هستند كه به ما در اين كار يارى رساندند. من همين جا از همه سازمان‏هاى غير دولتى و دولتى كه با ما همكارى مى‏كنند تشكر مى‏كنم. از آموزش و پرورش، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى، ميراث فرهنگى، كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، شوراها و...

- در استان كردستان؟

- در همه جا، هر جا كه ما كتابخانه تأسيس كرده‏ايم خيلى خوب همكارى كرده‏اند.

- خانم همايونى، بودجه تأسيس اين كتابخانه‏ ها چطور تأمين مى‏شود؟

- افراد خيّر. تجهيزات كتابخانه اورامان تخت را آقاى راميز زند كه ايرانى ساكن سوئد هستند تأمين كردند ولى هزينه‏ هاى جارى، اجاره، حقوق و خرج سفر از منابع »كانون توسعه فرهنگى كودكان« تأمين مى‏شود.

- ارتباط شما با اين كتابخانه‏ ها چطور است؟ آيا فقط تأسيس و تأمين هزينه‏ هاى جارى را بر عهده داريد يا در اداره آنها هم مشاركت مى‏كنيد؟

- ما در اداره كتابخانه‏ ها مشاركت فعال داريم، كتابخانه بايد داراى برنامه جارى باشد و از طريق تماس با اعضا تغذيه شود، يعنى كوران فرهنگى اتفاق بيفتد. به همين دليل ما كارگاههاى مختلف برگزار مى‏كنيم. گزارش‏نويسى، آشنايى با ادبيات كودك و نوجوان، آشنايى با چهره‏ هاى شاخص ادبيات كودكان و نوجوانان، در زمينه مهارت‏هاى زندگى، حقوق كودك، محيط زيست و صلح. در ضمن كارگاه مشاوره هم داريم. خانم دكتر قاسم‏زاده و خانم دكتر طالقانى در اين زمينه به ما كمك مى‏كنند. گذشته از آن ما فرم‏هاى گزارش داريم كه هر ماه كتابدار آنها را پر مى‏كند و به كانون مى‏فرستد كه ما اينها را بررسى مى‏كنيم و نتايج آن را در ساير كتابخانه‏ ها به كار مى‏گيريم. ما هر سه ماه يك بار از كتابخانه‏ ها بازديد مى‏كنيم البته به كردستان بيشتر از سالى دو بار به علت دورى و سختى سر نمى‏زنيم، يك بار ارديبهشت و بار ديگر مهر. يعنى قبل از اينكه سرما و برف، عبور و مرور را مشكل كند.

- در مورد اهداف كانون توضيح مى‏دهيد؟

- ما با تجربه‏اى كه از سال‏ها كار با كودكان داشتيم، اين كانون را تأسيس كرديم كه هدف اصلى آن توسعه فرهنگى كودكان از طريق ايجاد كتابخانه‏ ها در روستاهاست.

- مجوز فعاليت را از چه سازمانى گرفته‏ايد؟

- از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى؛ به شماره 15311.

براى منير همايونى و همكارانش آرزوى موفقيت مى‏كنم...

در اين فاصله »همراهم« به مدرسه رفته است: دبستان دخترانه حضرت نسيبه و پسرانه شهيد خضرى. اولى 208 و دومى 210 دانش‏آموز دارد.

خانم حيدرى آموزگار كلاس پنجم يك گروه پيشتاز 35نفره دارد كه همه عضو كتابخانه هستند. كتابخانه مدرسه اما فعال نيست. كتاب داستان مى‏خواهند و كمك‏آموزشى و كتاب‏هاى ويژه آموزگاران. تأكيد مى‏كنند كه كتابخانه بايد فعال شود و كتاب‏ها بيشتر و متنوع‏تر.

»همراه من« با اين اطلاعات و با فهرستى از كتاب‏هاى مورد علاقه بچه‏ ها و نامه‏ هايى كه آنها برايش نوشته‏اند برگشت، با يك فوج دختر مدرسه‏اى. بچه‏ ها اطرافش را گرفته بودند و با سر و صدا از شيب تند پايين مى‏آمدند. تا لحظه‏اى كه سوار ماشين شديم بچه‏ ها او را رها نكردند. من آخرين نفرى بودم كه سوار شدم. نتوانستيم با هم حرف بزنيم و ببينيم هر كدام چه به‏دست آورده‏ايم.

ماشين دور زد، من گفتم: راه سرپير و ژيوار كه آن‏طرف است.

»همراهم« گفت: بله، ولى بهتر است برگرديم.

نمونه‏خوان عزيز حالا ديگر به‏جاى من تصميم هم مى‏گيرد!

- چرا؟ وقت نداريم؟ دير شده؟ هنوز كه هوا روشن است.

- وقت كه نداريم، دير هم كه شده، ما بيش از سه ساعت و نيم اينجا مانده‏ايم. الان 20 دقيقه به هفت است از اينجا به بعد جاده شوسه است سه ربع بايد برويم سه ربع برگرديم، يك ساعت و نيم، يك‏ساعتى هم آنجا بمانيم مى‏شود دو ساعت و نيم يعنى حدود ساعت نه برمى‏گرديم اينجا، كى مى‏رسيم مريوان؟ كاك مصباح و كاك مظفر از 11/5 صبح تا حالا...

- خب، انگار چاره‏اى نيست! اين دوستان شما كه با كمك آنها هر غيرممكنى ممكن مى‏شد، واقعاً خسته شده‏اند....

- نخير مسأله اينها نيست! همه اينها به جاى خود، رفتن به سرپير و ژيوار غيرممكن نيست، ولى دليل اصلى اين است كه كتابخانه‏اى در كار نيست.

البته اگر وقت داشتيم مى‏رفتيم و درباره علل بسته شدن اين دو كتابخانه يك تحقيق ريشه‏اى مى‏كرديم ولى در حد وقت و توان ما، براى گزارشى كه هدفش اطلاع‏رسانى و تلنگر زدن است به نظرم اطلاعاتى كه من گرفته‏ام كافى است.

- كتابخانه‏اى در كار نيست؟ بسته شده‏اند؟ چرا؟

- چون با استقبال روبرو نشد.

- چرا؟

- والله گفتند ما از بچه‏ ها پنجاه تومان حق عضويت مى‏گرفتيم كه براى آنها سخت بود.

- پنجاه تومان كه پولى نيست! مى‏توانستند نگيرند.

- نه، گفتند ماهى هفت هزار تومان هم بايد كرايه محل كتابخانه مى‏داديم كه نداشتيم.

- اى بابا! ماهى هفت هزار تومان را من خودم مى‏دهم. اين هم شد دليل؟

- بله، اين دليل نمى‏شود ولى تو نبودى كه بگويى كتابخانه را تعطيل نكنيد؛ من مى‏دهم. كنار گود نشسته‏اى... البته يك دليل ديگر هم داشته، گويا بزرگترهاى روستا با كتابخانه موافق نبوده‏اند، مى‏گويند شايد توى اينها كتاب ناجور باشد.

- خوب، مى‏توانند كتاب‏ها را بررسى كنند.

- بله، البته، ولى مى‏گويند كتاب بخوانند كه چى بشود؟ دختر براى چه بايد كتاب غيردرسى بخواند؟ اصلاً اينها كه درس خواندند چكار كردند؟

- چكار بايد بكنند؟ نبودى ببينى يكى از جوان‏ها چه مى‏گفت.

مى‏گفت از اينجا مى‏روند تهران، فشم، لالون، چه مى‏دانم كجا، سرايدار خانه‏ ها مى‏شوند. چرا؟ اين مردم زحمتكش، شريف، باهوش، آخر چرا؟ 

 اورامان تخت با مدرسه شبانه‏روزى و كار دانش، 10 مدرسه دارد، 1062 دانش‏آموز دارد، آن وقت كتابخانه نمى‏خواهد؟ 384 دانش‏آموز دختر دارد، دختر كتاب نبايد بخواند، دختر مگر آدم نيست؟ كمترينش اينه كه فردا مادر ميشه، نبايد...

- حالا چرا با من دعوا مى‏كنى؟ من كه كتابخانه سرپير را نبستم.

- كتاب‏ها را چه كرده‏اند؟

- فرستاده‏اند ژيوار.

- كتابخانه ژيوار؟ مگر نگفتى كتابخانه ژيوار هم بسته شده؟

- چرا ولى وقتى كه كتاب‏هاى سرپير را فرستاده‏اند آنجا لابد هنوز باز بوده.

- كى بسته شد؟

- گفتند بهمن ماه.

- چرا؟

- سقف اتاقى كه محل كتابخانه بود خراب شد، كتاب‏ها زير آوار ماند، تعدادى از آنها هم خراب شد.

- يعنى الان سقف خراب است؟

- نه، سقف را تعمير كرده‏اند ولى كتابخانه ديگر راه نيفتاد.

- لابد از اول مراجعه‏كننده نداشته.

- نه، گفتند مراجعه‏كننده هم داشته، الان هم بچه‏ ها مى‏روند بلبر كتاب مى‏گيرند.

- اصلاً... راستى اين حرف‏ها را اينجا شنيديد؟

- معلوم است، مگر من جاى ديگرى رفتم؟

- نه، يعنى منظورم اين است كه شايد اشتباه مى‏كنند، كى اينها را گفت؟

- در مورد سرپير، آقاى عثمان صادقى رئيس شوراى سرپير؛ در مورد ژيوار آقاى طه حسينى، عضو شوراى ژيوار و مدير آموزشگاه.

- چه تصادفى! هر دو اينجا بودند؟

- نه‏خير، در روستاهاى خودشان بودند.

- چى؟!

- اى بابا! تلفن زدم، حالا ديگر همه روستاها تلفن دارند، با هر دو نفر حرف زدم. فقط موقع معرفى خودم اسم تو را گفتم!...

آيا سرنوشت آخرين كتابخانه هم همين است؟

فاصله بندول تا مريوان خيلى زياد نيست اما راه بن‏بست است و بخشى از آن هم خراب. باران مى‏بارد، گُل مى‏خندد و بلبل مى‏خواند. از بهرام‏آباد مى‏گذريم و به بندول مى‏رسيم. نفس همه ما از حيرت و شادى بند مى‏آيد.

- زندگى در اينجا چه لذتى دارد!

كاك فؤاد مى‏خندد: به شرط اينكه فقط براى چند روز باشد.

پسربچه‏ ها و جوان‏ها دورمان جمع مى‏شوند، نمى‏پرسند كه هستيم و از كجا آمده‏ايم، ما از آنها درباره كتابخانه مى‏پرسيم، خبر ندارند، اين يكى هم؟...

نااميد نمى‏شويم، باز هم پرس و جو مى‏كنيم، بالاخره كتابخانه پيدا مى‏شود؛ در مدرسه است. كتاب‏ها را آموزگاران به بچه‏ ها مى‏دهند.

سميه احمدى كتابش را مى‏آورد، يكى از قصه‏ هاى حسنى. كلاس دوم است. اين دختر كوچكى كه زبان مادرى‏اش كردى است آيا مى‏تواند كتاب قصه‏اى را كه براى كلاس دومى فارسى زبان هم سنگين است بخواند؟ - با دشوارى مى‏خواند، آيا براحتى مى‏فهمد؟

با كانون شهروندى ژيوار تماس مى‏گيرم.

جبار احمدپور اهل سنندج دانشجوى رشته معمارى دانشگاه همدان، عضو هيأت مؤسس و شوراى مركزى كانون جواب مى‏دهد:

اين كانون در آذرماه 1381 توسط پنج نفر از دانشجويان سنندجى تشكيل شد و هدف اصلى آن توسعه فرهنگى منطقه در جهت رسيدن به توسعه پايدار است.

- شما مجوز هم داريد؟

- بله از سازمان ملى جوانان با شماره 6789/666 - 81/9/1/م.

- درباره طرح كتابخانه‏ هاى روستايى توضيح مى‏دهيد؟

- اين طرح فقط روستاها را در بر نمى‏گرفت، ابتدا مى‏خواستيم از يك محله حاشيه شهر سنندج شروع كنيم ولى موفق نشديم.

- كدام محله؟ چرا موفق نشديد؟

- محله عباس‏آباد در شمال شرقى سنندج.

- درست روبروى آبيدر؟

- بله، در اين محله خانواده‏ ها پرجمعيت هستند، درآمد كم و آسيب‏هاى اجتماعى هم زياد.

- آسيب‏هاى اجتماعى؟

- بيشتر اعتياد و ولگردى.

- قاچاق؟

- قاچاق‏چى؟

- خب، برنج، چاى...

- قاچاق برنج و چاى كه خيلى رواج دارد. به نظر، كتابخانه براى مبارزه با آسيب‏هاى اجتماعى مفيد است.

- مدرسه‏ ها كتابخانه ندارند؟

- چرا، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى هم يك كتابخانه دارد ولى مراجعه‏كننده ندارد.

- چه شد كه شما نتوانستيد كتابخانه داير كنيد؟

- مردم همكارى نكردند، ما يك فرمى را تهيه كرديم و به آنها داديم كه امضا كنند و تأييد كنند كه به كتابخانه احتياج دارند اما نكردند.

- چرا؟

- گفتند: دختر كتاب بخواند كه چه بشود.

- بعد تصميم گرفتيد در روستاها كتابخانه داير كنيد؟

- بله، در روستاهاى دور افتاده و محروم؛ در سه روستا كتابخانه داير كرديم و قرار است در ده روستاى ديگر هم اين كار را بكنيم.

- ولى اينطور كه ما ديروز فهميديم دوتا از كتابخانه‏ ها )سرپير و ژيوار( بسته شده‏اند. فقط كتابخانه بندول در مدرسه داير است.

- ما خبر نداشتيم. فروردين به ژيوار رفتيم اتاقى را كه كتاب‏ها در آن بود ديديم نمى‏دانستيم ديگر فعال نيست.

- براى تأسيس كتابخانه‏ ها از چه كسى يا ارگانى كمك گرفتيد؟

- بهزيستى، آموزش و پرورش (60 جلد( و شوراى كتاب كودك تهران.

- به نظر شما چرا بچه‏ ها از اين كتابخانه‏ ها استقبال نكردند؟

- بايد اين را به دقت ريشه‏يابى كنيم و در كارهاى آينده از نتايج آن استفاده كنيم. اين كار نياز به بررسى دقيقتر دارد. هدف ما دورترين روستاهاست و كار در روستاها، مخصوصاً روستاهاى دورافتاده دشوار است ولى ما نااميد نشديم و نمى‏شويم. بررسى مى‏كنيم و كار را ادامه مى‏دهيم تا جا بيفتد. الان داريم مقدمات گشايش ده كتابخانه ديگر را هم فراهم مى‏كنيم.

براى جوانان دانشجوى سنندج آرزوى موفقيت مى‏كنيم.

فسلى وهاره

ده‏نگى بوبولان هاوار وه شدن وه داران

چولى چناران گيان گيان وه‏سازى باران

فصل بهار است،

نغمه بلبل بر شاخسار خوش است

باران مى‏نوازد اى جان و سازَش چوب چنارهاست.

باران مى‏بارد. درياچه زريوار در زير گرته باران، مثل دختر كرد محجوب و زيباست. همراه با كاك فؤاد دور درياچه طواف مى‏كنيم.

بانوى »همراه من« فرياد مى‏زند: گل آتشى، گل آتشى!

كاك فؤاد دور مى‏زند و برمى‏گردد. »همراه من« پياده مى‏شود و به طرف گل مى‏رود:

- مى‏دانى وقتى كلاس دوم دبستان بودم، راه مدرسه‏مان پر از گل زرد آتشى بود. سال‏هاست گل آتشى نديده‏ام، چقدر خوب است كه در اين دنيا هنوز جايى هست كه در آن گل آتشى مى‏رويد.

چه خوب است كه هنوز مردمى هستند كه بيگانه‏اى كنجكاو را از صميم قلب به حريم خانه‏شان دعوت مى‏كنند...

چه خوب بود اگر...

از :نشریه کتاب هفته

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: خبرنگاران و روزنامه نگاران |

Pirshalyar in Kurdistan - پیرشالیار در کردستان 

The Drunks Salute You is inspired by a spiritual ceremony of sacred Pirshalyar in Kurdistan . The piece features four unearthly women encouraging the people of earth to lose their selfhood, drink the wine of mysticism, and get intoxicated. Kurdish dance movements have been used in the piece as well as Quaderi dervish movements. The costume is a contemporary design yet some elements of women's Kurdish dress have been used

www.azuredome.ca

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: مــراســـم پيـــرشــاليــــار |

نظري بر (چريكه هورام) در سال 78  

«چريكه هورام» به تهيه كنندگي مرحوم سرهنگي و كارگرداني فرهاد مهرانفر در سال 1378 توليد شده است در خلاصه داستان آن آمده است: «خزر، به دنبال عشق گمشده اش «هورام» سفري غريب و پرنشانه را در ميان صخره‌هاي بلند و دست نيافتني هورامان تخت در كردستان آغاز مي كند. او در حالي كه ضبط صوت كوچكي در دست دارد به صداي «هورام» گوش مي دهد كه از سرزمين خود صحبت مي كند. «خزر» كه براي نخستين بار به كردستان آمده، در جستجو براي يافتن هورام، با مردم و سنت‌هاي اين سرزمين آشنا مي‌شود. او همچنين مردي با سازي در دست مي بيند كه خود را چريكه خوان مردم كرد معرفي مي كند. او «چرگر» نام دارد و معتقد است كه در اين منطقه هيچ گمشده اي پيدا نمي شود. «روژان» پرستاري كه قرار است با محبوبش ازدواج كند كيف پزشكي‌اش را به خزر مي دهد. «خزر» كه همه جا را براي يافتن «هورام» زير پا گذاشته، هراز گاهي در مقابل خود هورام را مي بيند كه مي گويد او براي هميشه گم شده است. «خزر» به تدريج درمي يابد كه هورام در حين جنگ كشته شده و ديگر نزد او باز نخواهد گشت.بازيگران اين فيلم : پريوش نظريه(در نقش خزر كه در فيلم عروس حلبچه هم بازيگري كرده است) و يوسف مراديان(در نقش هورام).

تهـيـه كنـنـده عدنان آشنا | لینک ثابت | موضوع: خبرنگاران و روزنامه نگاران |







</html>