تبليغاتX
هورامان تخت
عبور از دروازه تاريخ(سفر به سرزمين هورامان)

حالاكه راهي مي شوي، گوش بسپار تا نواهاي خفته را در دل اين مردمان هزار ساله بشنوي. سختي سنگ ها حكايت از مردماني دارد كه از مسير هزاره ها عبور كرده اند و اينك آرام و صبور آن نواي كهن را سر مي دهند. راهي سرزمين خورشيد شدن آدابي دارد، آن هم تامل است و اين تو را آرام مي كند. اورامان سرزمين خورشيد است. اينجا «سرزمين اهورايي» و «جايگاه اهورامزدا» است. «هور» در اوستا به معني خورشيد آمده و «هورامان» جايگاه خورشيد نيز معني مي دهد.
    روز، جلوه رنگين و بزرگي خداوند است. اما شب معناي ديگر دارد. شب در زير نور ماه، رحمت خدا روي آدمي جاري خواهد شد و چنان مبهوت مي شوي كه سرما را فراموش خواهي كرد. چهره هاي مردم از نيك انديشي مي درخشد. گاهي فكر مي كني وارد بهشت شده اي. منظره اي زيبا كه تو را با خود به رنگين ترين لحظه ها مي برد و تو بايد خود را در آغوش جاده رها كني. هنوز از خانه ها بوي پختن نان بلند مي شود. شما به كنار مردماني خواهيد آمد كه بكر مي زيند و عشيره اي. كوچ هنوز به سبك سنتي در ميان اين مردم معناي خود را حفظ كرده؛ از پاي كوه به دامنه و ارتفاعات بلندتر و بعكس.
    
    اين ديار باستاني داراي آداب، موسيقي، زبان و آثار كهن منحصر به فردي است كه در هر زمان و مكان جلوه اي خاص از آن هويدا مي شود.
    
    عبور از دروازه
    اين خانه دروازه اي دارد به نام دروازه اورامان. اين ابتداي لذت و شگفت زدگي هر مسافري است. كوه هاي سنگي بلند و استوار و جاده اي كه به صورت مارپيچ از دامنه اين تنگه عبور مي كند هر مسافري را ناخودآگاه وادار مي كند كه بر آستانه اين دروازه توقف كند و عكس و فيلم بگيرد. نمي دانم شايد هم مي خواهند رخصت ورود بگيرند. در تمام طول دروازه نگاه هاي كوچك ما از دامنه كوه ها به ارتفاعات سنگي خيره مانده بود. مي گويند اين دروازه در دوره هاي پيشين محل دفاع مردم بومي در برابر هجوم بيگانگان بوده است. هيچ كس در اينجا متوجه گذر زمان نمي شود چنان كه ناخودآگاه خود را بر جاده هاي مرتفع خواهيد يافت. آن گاه معلق مي ماني بين آسمان و زمين. گويي بايد دو بار از اين مسير عبور كرد؛ اول به تماشاي آسمان بنشيني و ديگربار دره هاي رنگين را نظاره كني. براستي كه وجود رنگ ها اينجا تجلي واقعي خود را پيدا مي كنند.
    از دره و دروازه كه عبور كردي پس از حدود 30 كيلومتر، كم كم روستاي اورامان تخت نمايان مي شود.
    
    صفر صفر
    اگر شما دوست داشته باشيد پيش از آن كه وارد اورامان شويد، مي توانيد سر ماشين خود را كج كنيد و از گردنه «ته ته» بالابرويد. باورتان نمي شود شما شاهد نيمي از كردستان عراق مثل شهر حلبچه، سيدصادق، خورمال و نيمي از كردستان ايران؛ مريوان، سروآباد، پاوه و... خواهيد بود، ما در آسمان ايستاده ايم روي قله تخت با ارتفاع 2850 متر بالاتر از گردنه ته ته. اينجا خطوط مرزي رنگ خواهند باخت. اگر مي خواهيد به راهتان ادامه دهيد به شهر پاوه خواهيد رسيد. بايد پيش از فرارسيدن شب از اين نقطه پايين آمد، چرا كه شبانگاه از بهار و نسيماي خنك خبري نيست. تنها سرما تو را نوازش خواهد كرد.
    
    پايتخت اورامانات
    تعجب نكنيد، اورامان تخت روزگاري پايتخت منطقه محسوب مي شد. اين را مردمان اين ديار مي گويند. تاريخ نيز گواه اين مدعاست كه اين روستا در روزگاران پيشين مركزيت خاصي براي كل منطقه داشته است. از آنجا كه روستاي اورامان تخت در زمان هاي قديم مركز فرمانروايي سلاطين محلي بوده است، اين روستا را تخت يعني پايتخت و مركز سلطنت ناميده اند. امروز هم همين مركزيت را به لحاظ فرهنگي و معنوي خود حفظ كرده است.
    اينجا يكي از روستاهاي شگفت انگيز ايران است كه به صورت پلكاني ساخته شده است. برخي از خانه ها مربوط به 300 سال پيش هستند كه دست نخورده و سالم باقي مانده اند.
    براي دوستي با مردمان اين ديار تنها تبسمي كافي است تا راز دل مسافري را باز خوانند. آنان كه سنگ روي سنگ نهاده اند و خانه هاي خود را بدون استفاده از هيچ ملاطي بنا كرده اند. چشم هايشان چنان بي آز است كه نيازي به توجيه و استدلال ندارد. جاده روستا در ميان كوه قرار دارد و بخشي از روستا در پايين و بخشي بر بالاي آن قرار گرفته است. از معماري اينجا گفتيم، خانه هاي سنگي بدون استفاده از ملاط با پنجره هاي آبي. آبي به رنگ آسمان. براستي جاي شگفت دارد كه اهالي در يك قانون نانوشته بيش از 80 درصد پنجره هاي خود را رنگ آبي زده اند. تنها رنگ ديگري كه در اينجا به كار برده شده سبز است. بدرستي كه جلوه واقعي رنگ ها نمايان است. آبي به رنگ آسمان و سبز همرنگ طبيعت. بام هر خانه حياط همسايه است.
    
    عروسي هزار ساله
    اول يك داستان هيجان انگيز بشنويد: «در زمان هاي بسيار دور در بخارا پادشاهي زندگي مي كرد كه دختري داشت به نام «شاه بهار خاتون.» اين دختر كر و لال بود و حكما نتوانسته بودند بيماري او را علاج كنند. از سوي ديگر در منطقه اورامانات كردستان مردي به نام پير شاليار زندگي مي كرد كه صاحب كرامات و معجزه بود و شهرتش عالمگير شده بود. چون خبر پير شاليار به بخارا مي رسد، شاه دخترش را همراه با برادرش و عده اي ديگر به منطقه اورامان كردستان مي فرستد. آنها وقتي به نزديكي روستايي كه پير در آن زندگي مي كرد مي رسند، دختر پادشاه احساس مي كند كه گوشش شنوايي خود را به دست آورده و صداها را مي شنود. از آنجا كه پادشاه اعلام كرده بود هر كس بيماري دخترش را علاج كند مي تواند او را به همسري برگزيند، پير شاليار قبول مي كند، اما چون از مال دنيا چيزي نداشت، اهالي با كمك هم براي او جشن عروسي برگزار مي كنند و هر كدام از طوايف، بخشي از هزينه ها و كارهاي اين مراسم را به عهده مي گيرند. پير شاليار قبل از مرگش وصيت مي كند تا آخر دنيا مراسم سالگرد عروسي اش را همه ساله برگزار كنند.
    اين مراسم تا به امروز ماندگار مانده است. هر ساله 40 روز مانده به بهار، آنگاه كه چله بزرگ تمام شد، در آغاز چله كوچك يعني ميان 35 و 45 زمستان كه زمين اولين و دومين نفس خود را مي كشد؛ مردم جشن مي گيرند؛ همان عروسي پير شاليار. به گفته اهالي هر سال به تعداد شركت كنندگان در اين مراسم افزوده مي شود. «شال» يا همان كمربند مقامي بوده كه بزرگان زرتشتي به بستن آن نايل آمده اند. اين شال را كه امروز در اورامان به 3 گره دور كمر مي بندند، با معني «گفتار نيك»، «پندار نيك» و «كردار نيك» است. نواختن دف و سماع اهالي و نذر و نياز از ويژگي هاي اين مراسم كهن و زيباست.
    
    چهل روز در چله خانه
    به مزار پير شاليار كه آمديد بدون شك راهي چله خانه وي خواهيد شد. فاصله اين بنا تا مزار پير شاليار حدود 200 متر است. اتاقي تمام سنگي در حدود 14 متر مشرف به دره اي عميق. اين چله خانه داراي ورودي كوچكي است كه بيش از يك نفر نمي تواند از آن عبور كند. اتاق داراي سقفي كوتاه است. سقف آن يك صخره بزرگ است كه با سنگ هاي ديگر به مثابه ستون ها، قرن هاست ماندگار و پابرجا مانده است. مي گويند پير شاليار 40 روز در اين مكان به راز و نياز با خدا پرداخته است. اينجا تنها يك اتاق نيست؛ يك دنياست با حكايت ها و سرگذشت هاي فراوان. تاريخ ايران ماست.
    در اطراف مزار و چله خانه پير شاليار گورستان دهكده است. جالب آن كه اهالي با كفش پا در اين مكان نمي گذارند و از دمپايي هاي تميز كه در ورودي گورستان قرار داده شده، استفاده مي كنند. اين مكان بسيار دل انگيز است. اگر شما در فصل بهار به اينجا بياييد، مي توانيد شاهد آبشاري باشيد كه از پايين دره و كوه مقابل جاري است. توصيه مي كنيم كه به فكر پايين رفتن از دره نباشيد چون كوه داراي شيب بسيار تند با صخره هاي بزرگ است.
    
    در مسير سيروان
    درست يك پيچ بعد از مزار پير شاليار، رودخانه خروشاني را خواهيد يافت كه مردمان اين ديار از آن افسانه ها و داستان هاي زيادي را نقل مي كنند. اين رودخانه يكي از بزرگ ترين رودخانه هاي ايران محسوب مي شود كه در فصل بهار داراي آب فراواني است. يكي از اهالي نقل مي كند كه در گذشته افراد بسياري در آن غرق شده اند و حتي هنگام سيل و طغيان ويراني فراواني را به بار آورده است. اما گذشته از اين مسائل، رودخانه داراي ارزش فراواني نزد مردم است. بسياري هنوز نام فرزندان پسر خود را سيروان مي گذارند. اين رودخانه در ادبيات و فولكلور مردم نقش و جايگاه خاصي دارد. رودخانه خروشان سيروان هر بيننده اي را مجذوب زيبايي و بزرگي خود مي كند.
    
    به قلعه برويد
    درنگ نكنيد حالاكه از ترافيك و زندگي شهري فاصله گرفته ايد، گام هايتان را محكم برداريد و از كوه پياده بالابرويد. درست پشت روستا، اينجا قلعه اورامان است. شما به تاريخ سفر كرده ايد. بقاياي يك قلعه سنگي زيبا همه را مبهوت خواهد كرد. نسل پيشين ما با ساختن اين بنا خود را از هجوم ناپاكان مصون داشته اند. در جوار قلعه يك آب انبار مشاهده مي شود كه به صورت اصولي و كاربردي ساخته شده است. حالاواقعاً صداي طبيعت را خواهيد شنيد. گل ها را خواهيد ديد؛ گل محمدي، گل رز، بنفشه، به رزه لنگ، ريحان، شقايق، لاله، شصت پر و چنور. كمي دقت كنيد شايد، شايد علاوه بر نغمه كبك و ساير پرندگان، صداي ديگري هم شنيديد؛ بز كوهي، روباه، گرگ، خرس، پلنگ و... وحشت نكنيد چون آنها امروزه از دست انسان گريزانند.
    
    مسجدي از سنگ و چوب
    چشمه هاي زياد، باغ هاي پردرخت، كوچ نشينان و صداي زنگ گله ها شما را از زندگي شهرنشيني دور خواهد كرد. حالابراي لحظاتي زندگي مردم روستا را تجربه كنيد. به بالاي روستا كه داراي شيب تندي است و فاصله زيادي تا جاده دارد، برويد و يكي از شاهكارهاي معماري را ببينيد. اين نقش استادان تجربي اين ديار است كه اهالي فن را به تامل و تحسين واداشته است. مسجدي زيبا از سنگ و با شيشه هاي رنگي كه با هزينه خود مردم روستا ساخته شده است. مسجد چهار مناره سنگي دارد كه در بالاي درهاي ورودي مسجد، نام الله و پيامبر اسلام(ص) با چوب نوشته شده است.
    اينجا يكي از روستاهاي شگفت انگيز ايران است كه به صورت پلكاني ساخته شده است. برخي از خانه ها مربوط به 300 سال پيش هستنددر ورودي مسجد وضوخانه قرار داشت، قبل از آن مي بايست كفش ها را درآورد و به محل وضوخانه وارد شد. محل وضو پلكاني بود كه مي شد روي چوب هايي نشست و وضو گرفت. در مركز سالن يك محوطه لوزي شكل بود كه حوض كوچكي در آن قرار داشت. مسجد 3 طبقه داشت كه طبقه سوم مخصوص تعليم و كلاس درس بود. تمام در و پنجره مسجد از چوب گردو ساخته شده كه همگي اهدايي مردم روستا است. سازنده اين درها كه فردي ميانسال است، نقل مي كند زماني كه تصميم بر بازسازي مسجد گرفته شد، برخي گفتند در و پنجره آن آلومينيومي باشد، اما من پيشنهاد كردم از چوب گردو آنها را به بهترين و زيباترين وجه خواهم ساخت. مخالفت ها هنوز برجا بود، اما من از مردم روستا درخواست چوب گردو كردم و براي اين مسجد بزرگ در مدت زمان كوتاهي آنقدر چوب اهدا شد كه فراتر از نياز بود.
    
    نغمه هاي 7 هزار ساله
    اما مردمان اين ديار حكايت ديگري دارند. پيران اين حكايت را شب هاي سرد در پاي كرسي و روزگاران گرم بر خنكاي حياط خانه براي فرزندان خود نقل مي كنند. «هوره» رازي است كه نانوشته از سينه نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود. كلمه هوره و نامگذاري آن قدمتي 7 هزار ساله دارد و به دوران پيامبري حضرت زرتشت مي رسد. در «گات هاي يسنا» كه بخش مهمي از اوستا، كتاب مقدس زرتشتيان است، به صورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم براي خواندن آن و نيايش اهورامزدا آوازي را سر داده كه آن را هوره ناميده اند، هوره نداي حق طلبي را آواز كرده است. هوره آواز ممتدي است كه خواننده، شعرها و ابيات بي شماري را در ذهن داشته و از آنها هنگام آواز به صورت پي درپي استفاده مي كند. حال شما دو راه داريد تا به اين نواي دل انگيز گوش سپاريد: اول اين كه از يكي از خواننده ها درخواست كنيد آن را براي شما بخواند و راه ساده تر آن كه يك آلبوم از آن خريداري كنيد.
    
    اين هم مضمون يكي از هوره ها
    «چنين با صداي محزون و اندوهبار گريه مكن، هنوز سهم تو گل بر شاخسار درختان باقي مانده است.
    هر كجا گلي هست پرچيني از خار به همراه دارد، ولي بلبل همواره به انتظار گل است.
    اگر خارها پرچين گل نباشند، بلبلان بسادگي به مقصود خود مي رسند.»
    
    شبي با مهتاب
    سنگ هاي سخت، رودخانه وحشي سيروان، مسير كوهستاني... همه و همه نگاهبان فرهنگ مردماني هستند كه آرام و صبور زيستن در كنار اين طبيعت وحشي را آموخته اند. آنان بكرترين نغمه ها را در دل خود نهان دارند كه آن را تنها براي محرم اسرار مي سرايند. اورامان با آن ديرينه و پيشينه خود بر صفحه روزگار هنوز نيك مي درخشد.
    حالاديگر چراغ خانه ها خاموش شده بود و همه اهالي روستا پس از صرف شام به خواب عميقي فرو رفته بودند. باغ هاي پلكاني زير نور مهتاب، كوه ها و... انگار ديگر هيچ كس صاحب هيچ چيز نيست. اينك تو مسافري هستي با احساسي سرشار از خوشبختي كه مي تواني بر مركب هر آرمان شهري سوار شوي. نگاهت را به آسمان خيره كن، يك شب مهتابي و اين همان لحظه گمشده ما در عصر آدم و آهن است.
    
    وسيله سفر
    حالاكه تصميم به رفتن گرفتيد و تمايل نداريد با وسيله شخصي برويد، اتوبوس هاي مريوان هر روزه در پايانه غرب منتظر شماست. ظاهرا چاره ديگري نداريد، چون از هواپيما و قطار خبري نيست، اما اگر فرصت بيشتري داريد، مي توانيد ابتدا با هواپيما به سنندج برويد و سپس از آنجا عازم مريوان شويد. يادتان نرود 15 كيلومتر مانده به مريوان يعني سه راه حزب الله پياده شويد و از آنجا با ماشين هاي ديگر مسير 75 كيلومتري تا اورامان تخت را طي كنيد. قيمت بليت هواپيما به سنندج حدود 30 هزار تومان، از سنندج به مريوان با سواري 8 هزار تومان و از سه راه حزب الله تا اورامان توافقي است! ساده ترين راه، اتوبوس مريوان با 10 هزار تومان است. سفر خوش.
    
    آرام بخوابيد
    به اورامان كه رسيديد، خيالتان آسوده كه شب بدون سرپناه نخواهيد ماند. پيشترها مسافران در مسجد مي ماندند يا مهمان اهالي بودند. اما حالاشما مي توانيد در يك هتل سنگي و زيبا اقامت كنيد. اين هتل بتازگي و با استفاده از معماري محلي ساخته شده است. در و پنجره هتل از چوب و بناي آن از سنگ است. هتل داراي رستوران با غذاهاي رسمي و محلي است. تا مي توانيد از خودتان پذيرايي كنيد. اين هتل داراي چشم انداز بسيار زيبا و مشرف به دره است.
    
    كلانه بخوريد
    با آمدن فصل بهار، تنوع غذاهاي محلي در اورامان افزايش مي يابد، اين هم تنها به دليل روييدن گياهان بهاري است. يكي از اين غذاها كلانه است كه با نوعي خاص از گياهان كوهي يا پياز با خمير نان درست و سپس با روغن محلي چرب مي شود. اگر شما چربي دوست نداريد مي توانيد از آش دوغ محلي ميل كنيد. علاوه بر اينها، غذاهاي ديگري همچون كوكوي كنگر، آش گيلاخه و... پخت مي شود. فراموش نكنيد كه اين نوع غذاها داراي خواص دارويي فراواني هستند. به قول اهالي اين غذاها حكيم هستند!
    
    صنايع دستي بخريد
    دست خالي بازنگرديد. كلاش يا همان گيوه محلي، گليم، سجاده، (موج، جاجيم)، شال و پارچه هاي پشمي، نمدمالي، زيورآلات محلي، حصير و سبد از جمله صنايع دستي هستند كه شما مي توانيد با خود ببريد. مردم اورامان علاوه بر مواد خوراكي به نوعي در تهيه وسايل زندگي خودكفا محسوب مي شوند. اگر دلتان خواست، علاوه بر اين صنايع مي توانيد عسل طبيعي و گردو نيز خريداري كنيد آن هم به قيمت عادلانه.
                               نويسنده: سامان عابري/روزنامه جام جم /  2/2/88 

نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: هورامان تخت را بشناسیم | لینک |
مصالح ساختماني غيربومي‌ بافت تاريخي«اورامان تخت» استان كردستان را از بين مي برد


استفاده روزافزون از مصالح ساختماني صنعتي و غيربومي، بافت با ارزش روستاي اورامان تخت در استان كردستان را با خطر جدي مواجه كرده است. ‌

در حالي كه روستاي اورامان تخت به دليل شكل و شيوه معماري خاص به عنوان يكي از روستاهاي داراي بافت باارزش در استان كردستان به ثبت رسيده است ولي به نظر مي‌رسد استفاده روزافزون از مصالح ساختماني صنعتي و غيربومي اين مهم را با خطرات جدي مواجه كرده است.‌

روستاي اورامان تخت كه يكي از زيباترين نقاط گردشگري در منطقه غرب كشور به شمار مي‌رودو اين شهرت خاص را مديون شكل خاص معماري و استفاده هنرمندانه از مصالح بومي است كه امروز به نظر مي‌رسد با گذشت زمان اين بافت با ارزش و تاريخي در سراشيبي سقوط قرار گرفته باشد.‌


به گزارش خبرنگار مهر در سنندج، روستايي كه معماري ويژه و خاص آن در كنار معماري روستاي اورامان تخت مبتني بر سنگ است. روستايي كه بام خانه جلويي حياطي است براي خانه ديگر و اين داستان همچنان تا پشت روستا ادامه مي‌يابد و نوع معماري به كار رفته در آن نيز چشم هر بيننده‌اي را به سوي خود جلب مي‌كند به نحوي كه معماري سنتي اين روستا مبتني بر سنگ بوده و در ساخت خانه‌هاي مسكوني از ملات به هيچ وجه استفاده نشده است.‌

شكل پلكاني خانه‌هاي روستايي اورامان از يك سو و استفاده از سنگ به تنهايي براي ساختن خانه‌هاي سه تا چهار طبقه از سوي ديگر از جمله شاخصه‌هايي ويژه و منحصر به فرد در روستاي اورامان تخت به شمار مي‌رود كه مانند آن در هيچ منطقه‌اي از كشور يافت نمي‌شود.‌

از گل استفاده نمي‌شود

ساكنان روستاي اورامان تخت در گذشته و به دليل نبود گل در ساخت خانه‌هاي روستايي مجبور به استفاده از سنگ بوده و اين مهم تا جايي پيش رفته كه امروز نيز برخي از ساكنان اين روستاي تاريخي همانند گذشتگان خود اين سنت را ادامه مي‌دهند اما گذشت زمان و نبود نظارت‌هاي كافي در مقطعي موجب شد كه استفاده از صنايع ماشيني به ويژه آجر، بلوك‌هاي سيماني وارد روند رو به رشدي شود.‌

پيشگامان تخريب بافت تاريخي‌

در حالي كه اقدامات مختلفي براي حفظ بافت با ارزش روستاي تاريخي اورامان تخت صورت گرفت ولي به نظر مي‌رسد ادارات و سازمان‌هاي دولتي از جمله پيشگامان تخريب بافت با ارزش اين روستا به شمار مي‌روند. ‌

دستگاه‌ها و سازمان‌هاي خدمت رسان همانند آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و درمان از جمله سازمان‌هايي بودند كه مدارس و درمانگاه خود در اين روستا را با استفاده از مصالح صنعتي ساخته و باعث دگرگون شدن چهره روستاي اورامان تخت شدند.‌

مديركل بنياد مسكن انقلاب اسلامي استان كردستان گفت: حفظ و احياي بافت با ارزش در روستاي اورامان تخت توسط يك دستگاه اجرايي به هيچ وجه عملي نخواهد شد و بايد علاوه بر همكاري و تعامل تمامي دستگاه‌ها و سازمان‌هاي دولتي مرتبط زمينه را براي افزايش مشاركت مردمي در اين مهم فراهم كرد.‌

رضا رضافرح ادامه داد: تعدادي از دستگاه‌هاي اجرايي در ابتدا براي ساختن نمايندگي‌هاي خود در اين روستا از مصالح ساختماني صنعتي و غيربومي استفاده كردند كه با اين مهم مقابله و از آن جلوگيري شد.‌

مديركل بنياد مسكن استان كردستان افزود: يكي از مهمترين اقدامات صورت گرفته براي حفظ بافت با ارزش روستاي اورامان تخت، تخريب ساختمان‌هاي است كه با استفاده از مصالح صنعتي ساخته شده‌اند و حتي تاكنون بنياد مسكن موفق شده با پرداخت خسارت، اين گونه بناها را تخريب كند و مردم را براي ساخت مجدد ساختمانها با استفاده از مصالح ترغيب كند. ‌وي همچنين از پايان طرح مطالعاتي بافت با ارزش روستاي اورامان تخت خبر داد و بيان داشت: از اين پس تمامي ساخت و سازهاي جديد و مرمت ساختمان‌هاي قبلي بايد با هماهنگي و با تائيد بنياد مسكن و اجرايي كردن طرح بافت با ارزش اين روستا باشد.‌

در كنار اقدامات صورت گرفته و با توجه به تلاش مردم روستا، مسجدي زيبا با استفاده از مصالح كاملا بومي در اورامان تخت ساخته شده است كه توجه هر بيننده‌اي را به خود جلب مي‌كند.‌

در كنار ساخت مسجد مي‌توان به ساخت هتل سنگي روستاي اورامان تخت نيز اشاره كرد كه دهه فجر سال گذشته توسط بخش خصوصي و با استفاده از تسهيلات دولتي در اين روستاي تاريخي ساخته شد و به بهره‌برداري رسيد.‌
 
تاريخ خبر: چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388،شماره 24455-روزنامه اطلاعات

نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: هورامان منطقه گردشگری می شود | لینک |
اردیبهشت،ماه تولد وب نوشت هورامان شناسی،سال پنجم
۵مین سال فعالیت وب نوشت هورامان شناسی گذشت.از تمامی کسانی که با نظرات خود در هرچه کاملتر کردن مطالب کمک کرده اند کمال تشکرداریم همچنان منتظر نظرات سودمندتان هستیم.


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
آیا دو نفر صیدی وجود داشته اند

محمد امین رحیمی(مدیر وبلاگ اورامان وادبیات شعروشاعران)

شکر وسپاس برای خالق یکتای ازلی و ابدی

سلام وصلوات بر روح پر فتوح حضرت فخر عالم محمد مصطفی(ص) وبر آل ویاران وراهروان آن یگانه رهبر بشریت.

شکی نیست که کردستان از دیر باز عرصه علم وعرفان اسلامی بوده وانشاالله از این به بعد هم به مثال گذاشته همچنان خواهد ماند  واما در کردستان منطقه اورامان بخصوص اورامان تخت خدمت بسیار بزرگی به عرفان وادبیات عرضه داشته اند وشاعران وادیبان وعلمان بسیار بزرگی ریشه در این خاک داشتند واکنون هم مهمان خاک هستند(رحیم الله) رفتارها و گفتارها ونوشته های آن عزیزان( از پیران طریقت گرفته تا عالمان و ادیبان)اکنون قسمت اعظیمی از فرهنگ وادب مارا تشکیل می دهند.ودر این عصر وظیفه ماست که قدردان زحمات آنان باشیم.

یکی از این عزیزان(صیدی هورامی)می باشد.که قصد داریم چند سطری از زندگی وادبیات اورا برای خوانندگان عزیز ارائه دهیم.

نامش ملا محمدسلیمان فرزند حاجی سید محمود می باشد که در روستای خانگا در سال (۱۱۹۹کوچی)قدم به عرضه وجود گذاشت وبر اساس آداب ورسوم آن زمان خواندن قرآن وکتابهای اولیه علوم دینی را شروع کرده وکم کم به مناطق و روستاهای اطراف بویژه شهرزور برای ادامه تحصیل روی آورد و بلاخره درخدمت ملاجلال خرمالی تحصیلات خود را تمام کرده است وبعد از اتمام تحصیل به اورامان تخت برگشته و به عنوان یک پیش نماز خادم  دین مبین اسلام در خدمتمردم بوده است و به عنوان کار خصوصی خود به باغداری مشغول بوده همچنان که امروز در اورامان رایج است (باغداری) اما آنچه  امروز باعث شهرت و آواز او شده  اشعار بسیار زیبای او می باشدکه شامل اشعار فارسی و اورامی وتعداد زیادی  ملمع اورامی وفارسی به شیوه اورامی قدیم و اورامی جدید و یکی دو تا ملمع اورامی وعربی می باشد و در مفهوم شعرهای( ماموستا صیدی) پیداست که عاشق بوده و در شعرهایش از چند دخترکه معشوقش بوده اند نام  می برد بنامهای نیشات(نشاط) شیرین و ریون(ریحان)و ونوش(بنفشه)

عاشقی ودردسرهایش

مناظر زیبای اورامان تخت وبیشتر از هر چیز ذوق والا وشور درونی( ماموستا صیدی) باعث شده تاهنو ز که هنوز است وبلکه تا ابد نام او بر  سر زبان جاری و یادش در دلها باشد اما به عقیده بعضی از مردم دو شاعر با تخلص صیدی شعر می گفته اند صیدی اولی که به شیوه ی اورامی قدیم و(صیدی )دومی به شیوه ی اورامی رایج امروزی وبزرگترین ومهمترین دلیل هم دو زبانه بودن اشعار موجود می باشد که قسمتی با لهجه قدیمی وقسمتی دیگر با لهجه امروزی سروده شده اند اما زنده یاد( محمد امین کاردوخی )که به مدت بیست وهفت سال برای جمع آوری اشعار زندگینامه (ماموستا صیدی )تلاش و زحمات فراوانی کشیدند واعتقاد دارد که (صیدی )فقط یک نفر می باشد که شاعری خوش ذوق وچنان ادیبی با سواد وماهری بودند که به دو شیوه ی  اورامی جدید و قدیم  شعر می سرودند انصافا امروز کسی پیدا نمی شود که به مدت ۳ سال برای جمع آوری اشعار یک شاعر قدیمی تلاش کند اما مرحوم محمد امین کاردوخی با آن همه زحمات و تلاش در نهایت متوجه شدند که (صیدی )یک نفر بوده و ایشان به این نتیجه رسیدند  وهمچنین ماموستامحمد عثمان هورامی هم تحقیقات گسترده ای در مورد (ماموستا صیدی)انجام دادند وبه فرموده خودش بارها به اورامان محل زندگی( صیدی) سفر کرده و با طایفه وخاندانش به صحبت نشسته و در نهایت به این نتیجه رسیده که (صیدی) فقط یک نفر بوده وبا دو  لهجه ی جدید وقدیمی شعر می گفته است اما آنچه ما قصد داریم در این وبلاگ برای شما خوانندگان محترم ودوستداران  و حامیان فرهنگ و ادب کهن اورامان بنویسیم این است که واقعیتی که در اشعار ودر محل زندگی (ماموستاصیدی )وجود دارد استدلال ونظر خودمان را بیان نمایم وقضاوت را به خواننده گان عزیز واگذار می نمایم  لازم به ذکر است که بنده حقیر اهل اورامان تخت و روستای سرپیر می باشم  واما  در دیوانی که مرحوم محمد امین کاردوخی  به چاپ رسانیده است اولین شعر (ماموستا صیدی )این شعر می باشد که می فرماید:

ئه ز اورامون مه کانم بی ولاتم            سرروپیری خوای گیر ته ن خه لاتم

اما نمی دانم عزیزانی که می فرمایند( صیدی )  دو نفر بوده اند ( صیدی )قدیمی واولی در کجا می زیسته واکنون آرامگاهش در کجا است وان صیدی که در شعر بالا به ان اشاره شده صیدی اولی است یا دومی اما میدانم که هم اکنون در روستای سرپیرارامگاه ماموستا صیدی وجود دارد.بنا به فرموده خود (ماموستا صیدی )در شعر بالا که به شیوه ی اورامی کهن سروده شده خود شاعر می فرماید که من مکان ومحل زندگیم اورامان بود و خدا (سروپیری) را به من عطا کرد . در باره (سروپیری)  که در شعر بالا آمده دو نوع اظهار نظر وجود دارد . سروپیری نام روستایی است که اکنون آرامگاه (ماموستا صیدی )در آنجا است  ودر قسمت شمالی  آرامگاه(پیرشالیار )واقع شده یعنی منظور این است که خداوند همسایگی (پیرشالیار )را نصیب من کرد ومورد دوم این که گویا (ماموستا صیدی )در سالهای آخر عمرش  و در سردم پیری در محل کنونی روستای سرپیر شروع به خانه سازی کرده از وی پرسیدند (صیدی )که چه کار می کنی در جواب فرموده که با این سر پیری  خانه می سازم گویا از آن روز به بعد آن محل به اسم سرپیر شناخته و نام گذاری شده و هم اکنون خانه (ماموستا صیدی )و آرامگاهش درآن روستا می باشد به همین نظر (ماموستا صیدی )بنیانگذار روستای سرپیر  شناخته می شود.

دلیل دیگر بعضی از دوستان که می فرمایند (صیدی )دو نفر بوده اند این است که( ماموستاسید علاادین سجادی )در کتاب معروفش به نام (میژوی ادبی کردی )که کتابی است راجع به ادیبان وبزرگان کرده گویا ایشان نوشته اند که(صیدی )دو نفر بودند . اما ماموستا محمدعثمان می گوید که من به خدمت ماموستا علاادین سجادی رفتم ودر باره این موضوع ازش سوال کردم وی گفت :من از مردم از فلان وفلان شنیدم واین مطالب بصورت نامه از طرف دوستان بدستم میرسید  گویا سید علاادین سجادی هم تحقیقاتش چندان گسترده نبوده (درمورد صیدی )اما در اشعاری که به شیوه قدیمی سروده شده اند اگر کمی تامل کنیم می بینیم که گاهاْ در مصراعی از این اشعار شیوه ی اورامی جدید کاملا دیده می شود یعنی مشترکاْهم اورامی قدیم و هم جدید به هم جمع شده اند و این دلیلی بر این است که شاعر می توانسته به دو شیوه ی اورامی شعر بگوید مثلا:

ئه ز و خه م پیوه گرتنما برایی             نه خه م چیمه نه من چادْیم جیایی

یعنی من وغم با هم الفت و آشنایی گرفتیم نه او از من جدا می شود و نه من از او 

درمصراع اول این بیت با توجه به وجود کلمه (ئه ز)به معنی من امروزی  شعر به زبان اورامی قدیمی است اما مصراع دوم بیت هیچ فرقی با اورامی امروزی یا به اصطلاح جدید ندارد ودر ادامه میفرماید :

ئه رانسافت چه نیم بونه وه گه رنه             که ساچو ئه ز چه نی (خواهی نخواهی)

کله ش ساسی نه بو (صیدی)ره ژو چه م           وه سیشو خاکو پاوته په ی بینایی

در مصراعها ی اول این دو بیت اززبان جدید اورامی ودر مصراعهای دوم اززبان قدیمی اورامی استفاده شده وباز هم معلوم میشود که شاعر به دو زبان مسلط بوده وصیدی فقط یک نفر میباشد وباز هم در تیپ (پ)در شعری بنام (پیسه و مه جوله ی)آمیختگی دو زبان به حدی واضح است که نیازی به توضیح نیست به عزیزان خواندن این شعر را در دیوان سفارش می کنیم و قضاوت را به خودتان می سپاریم و یک دلیل آشکار دیگر یک ملمع فارسی اورامی است که به شیوه اورامی قدیم می باشد به نام( جقونیم)  (جوانیم )در این شعر آن چنان که پیدا است  در آخرهای عمر شاعر سروده است که از دست جوانیش شاکی شده و به دنبال پیر طریقتی می گردد که دستش رابگیرد و کمکش کند و بسیا رآشکار است که (صیدی ) مرید حضرت (شیخ محمد عثمان سراج الدین قدس سره) اول بوده است وشعر (یا شیخ صنعانم ) و آن داستانی که نقل شده شاهد این ماجرا می باشد اما نکته قابل توجه این است که این شعر به زبان اورامی قدیمی نوشته شده  اما مگر حضرت (شیخ عثمان )درچه عصری زندگی می کردند  و زبانشان اورامی جدید بود یا قدیم .

کاملا مشخص است که (صیدی) فقط یک نفر بوده وهیچ شک و شبه ای وجود ندارد و دلیل محکم تر اینکه هرگز ممکن نیست در منطقه به کوچکی اورامان دو شاعر معروف با یک تخلص شعر بگویند.

از شما خوانندگان عزیز خواهشمندیم نقطه نظرات خودتان را برای ما ارسال فرمایید. قطعا راهنمایهای شما بسیار موثر بوده و مار بیشتر به واقعیت ها نزدیک می کند.

  آدرس وبلاگ اورامان وادبیات شعروشاعران : http://saropire.blogfa.com/


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مشاهیر هورامان | لینک |
انتخاب ماموستا مصطفی به عنوان امام جمعه کماله
ماموستا سید مصطفی حسینی به امام جمعه و جماعت روستای کماله انتخاب شد.ایشان در اولین جمعه خود که مصادف شده بود با اولین جمعه سال جدید، اقدامات خود را بدین صورت اعلام نمود:

۱-ایجاد کلاس روخوانی قرآن در مسجد برای تمامی سنین.(وایجاد کلاس تجوید قرآن بعد از اتمام کلاسهای روخوانی قرآن)

۲-احیای حجره مسجد و جذب طلاب در حد ظرفیت حجره و شروع به تدریس فقه در حجره در آینده نزدیک.

۳-پاسخ به مسایل شرعی و ایجاد صندوق پاسخ به مسایل شرعی.هرهفته در روز جمعه به یک مسله فقهی پرداخته میشود.

با آرزوی سربلندی و موفقیت برای ایشان.


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
بازتاب مراسم پیرشالیار در بعضی سایتها

نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مراسم قدیمی پیر شالیار | لینک |
مراسم پیرشالیار امسال از نظرگاه : کانون فرهنگی اجتماعی ایرانیان مقیم اتریش

    آیین پیرشالیار نماد عینی مشارکت مردم در مناسبتهای اجتماعی

 آئین باستانی “پیرشالیار” که هر ساله در روستای “اورامان تخت” در کردستان برگزار می شود نماد عینی مشارکت و حضور فعال مردم در مناسبتهای اجتماعی است.این مراسم که هر سال در آخرین چهارشنبه و پنج شنبه منتهی به نیمه بهمن ماه برگزار می شود آئینی است که بعضی از مورخان تاریخ برگزاری آن را به بیش از یک هزار سال قبل نسبت می دهند.

سنندج - خبرگزاری مهر: آئین باستانی “پیرشالیار” که هر ساله دو بار در روستای “اورامان تخت” در کردستان برگزار می شود نماد عینی مشارکت و حضور فعال مردم در مناسبتهای اجتماعی است.

این مراسم که هر سال در آخرین چهارشنبه و پنج شنبه منتهی به نیمه بهمن ماه برگزار می شود آئینی است که بعضی از مورخان تاریخ برگزاری آن را به بیش از یک هزار سال قبل نسبت می دهند.

اورامان روستای نمونه گردشگری کشور

پس از پشت سرگذاشتن کوه های سربه فلک کشیده و عبور از جاده های پر پیج و خم و گذر در مسیر رودخانه سیروان که با آرامش خاصی همراه است، در دل کوه های سربه فلک کشیده رشته کوه های زاگرس، به یکی از روستاهای استان کردستان قدم می نهی که معماری آن زبانزد خاص و عام است که این روستا به عنوان یکی از قطبهای گردشگری در سطح کشور نیز به ثبت رسیده است.

روستای که معماری ویژه و خاص آن در کنار طبیعتی بکر و زیبا که به نوعی با آدم سخن می گوید هم اکنون به عنوان یکی از مناطق گردشگری کشور مطرح و حتی در بعضی از روزها علاوه بر گردشگران داخلی افرادی را نیز از دیگر کشورهای خارجی به دامان خود می پذیرد.

روستایی که بام خانه جلوی حیاطی است برای خانه دیگر و این داستان همچنان تا پشت روستا ادامه می یابد و نوع معماری به کار رفته در آن نیز چشم هر بیننده ای را به سوی خود جلب می کند به نحوی که معماری سنتی این روستا مبتنی بر سنگ بوده و در ساخت خانه های مسکونی از ملات به هیچ وجه استفاده نشده است.

روستای اورامان تخت در دهستانی به همین نام و در مسیر رودخانه سیروان یکی از برزگترین رودخانه های کشور قرار دارد که برگزاری آیین های مختلف در کنار معماری خاص و ویژه که با استفاده از صنایع بومی و محلی ساخته می شود باعث شده که اورامان به شهره ای جهانی دست یابد.

یکی از حدسیات رایج درباره نام اورامان اینست که واژه « اورامان» یا « هورامان» از دو بخش « هورا » به معنی اهورا و « مان» به معنی خانه، جایگاه و سرزمین تشکیل شده‌است.

بنابراین اورامان به معنی « سرزمین اهورایی» و جایگاه اهورامزدا است هور در اوستا به معنی خورشید نیز آمده و “هورامان جایگاه خورشید” نیز معنی می‌دهد

مردم روستای اورامان به گویش اورامی سخن می گویند و مردان اورامانی چوخه، پانتول، ملکی شال، دستار، فرنجی و کله بال و زنان آن جانی، کلنجه، شال، کلاه و کلله می‌پوشند که علاوه بر وجود رنگ های متنوع انواع این لباس‌ها با زیور آلات مختلف تزئین خواهند شد.پیش از ورود پارچه و کفشهای خارجی و سایر منسوجات داخلی به استان کردستان، بیشتر پارچه‌ها و پای افزار مورد نیاز ردمد روستای اورامان توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شده که هنوز هم تعداد محدود از این نوع البسه وجود دارد (انواع لباس رانه چوخه و فرنجی ).

مراسم پیرشالیار قدمتی یک هزار ساله دارد

مراسم پیر شالیار (پیر شهریار) یکی از آیینهای رایج است که هر ساله 40 روز بعد از شروع فصل زمستان به مدت دو هفته برگزار می‌شود. این مراسم سالگرد ازدواج پیری بزرگ به نام شهریار است که ریشه در اسطوره‌ها و اعتقادات و آیین‌های قدیم مردم این سرزمین دارد.

این مراسم شامگاه روز سه شنبه با تقسیم گردوهای باغ پیر شالیار بین اهالی روستا آغاز می‌شود و به ترتیب با مراسم «کلاو روچنه»، قربانی کردن گاو و گوسفند و بز، پخت غذاهای مخصوص، دف‌نوازی و رقص عرفانی، پخش نذورات بین اهالی، نماز و ذکر و دعا، همچنین برپایی مراسم شب‌نشینی و دست به دست گرداندن کفش چرمی پیر شالیار و تبرک آن و پخت نان مخصوصی به نام «کولیره مژگه» ( که از خمیر آرد، گردو خرد شده و پیاز درست می شود) که در روزهای متوالی ادامه پیدا می‌کند.

اما امروزه جمعه قبل از 15 بهمن ماه را در نظر می‌گیرند و چهارشنبه قبل از آن را روز آغاز مراسم اعلام می‌کنند.

مراسم کلاو روچنه با حضور کودکان برگزار می شود

کودکان  اورامان صبح چهارشنبه و قبل از طلوع آفتاب به گروه های سه یا چهار نفری تقسیم شده و با حضور در درب منازل افراد و با درب زدن و گفتن کلمه “کلاوروچنه” حضور خود در محل را اعلام می کنند و سپس صاحب خانه نیز در قبال برداشت چند عدد گروه از کیسه کودکان به آنها تنقلات هدیه می دهد.

هر ساله تعداد زیادی گوسفند که نذورات مردم برای پیر شالیار است در صبح روز چهارشنبه قربانی می‌شوند که این دام‌ها توسط اهالی و یا افرادی از روستاهای دیگر در اواخر فصل پاییز برای متولی فرستاده می‌شود و او در فصل زمستان از آن دام‌ها نگهداری کرده در روز جشن همه آنها را قربانی می‌کنند.

تعداد گوسفندان قربانی شده گاه به 70 تا 80 راس نیز می‌رسد و گوشت‌های قربانی را بین اهالی تقسیم کرده و با مقداری از آن نوعی آش به نام «ولوشین» تهیه می‌کنند و روز برگزاری مراسم آن آش نیز بین اهالی تقسیم می‌شود.

مراسم در عصر روز پنجشنبه با شرکت اهالی روستا و افرادی از روستاها و شهرهای اطراف برگزار می‌شود این مراسم توام با برپایی سماع عرفانی به شکل دسته‌جمعی و نواختن دف است.

وظایف هر کدام از طوایف اورامانی در این مراسم مشخص است

کارگزاران این مناسک مذهبی را افرادی از طوایف مختلف روستای اورامان تخت و روستاهای اطراف تشکیل می‌دهند. در میان این طوایف بر اساس یک قرارداد نامکتوب و شفاف اجتماعی نوعی تقسیم کار بر اساس طایفه‌ای وجود دارد.

سماع عرفانی دراویش که در بیشتر روزهای این جشن همراه با نواختن دف برپا می‌شود، نوعی رفتار جمعی است که آنان را به احساس مشترک می‌رساند. گروه سماع شانه به شانه و دست در دست هم به سماع پرداخته و روح جمعی و عمل مشترک در میان طوایف مختلف شرکت کننده در این مراسم به حد اعلای خود می‌رسد.

آش تهیه شده از مواد مشارکتی و گوشت‌های قربانی (که به آن “هه لوشین” می گویند) به عنوان خوراکی سمبلیک و نمادین غذایی است که در روز مراسم همه اهالی روستا با دارا بودن نقشی‌ها و پایگاه‌های اجتماعی مختلف از آن می‌خورند.

حضور دسته‌جمعی افراد شرکت کننده در مراسم، دعا و ذکر همگانی در محوطه مزار، خوردن نان “کولیره مژگه” و ماست به صورت دسته‌جمعی و تثبیت باورهای ذهنی خود به وسیله بستن پارچه‌ای بر در و دیوار و درخت مزار آخرین مرحله از این حرکت جمعی است.

مشارکت فعالانه زنان در مراسم پیرشالیار

باور ذهنی زنان روستا نیز نسبت به پیرشالیار در رفتار جمعی و نقش مسلط آنان در پخت نان متجلی می‌شود. مشارکت آنها همراه با دعاها، اعتقاد قلبی به پیرشالیار، جدیت در انجام کار و صحبت کردن با یکدیگر فضایی صمیم در هنگام پخت نان ایجاد می‌کند.

مراسم پیرشالیار امسال نیز همچون سال های گذشته و با حضور بیش از 15 هزار نفر از مردم استان و خیل عظیم گردشگران داخلی و خارجی در روستای اورامان تخت برگزار شد.

از سویی دیگر فرهنگ و تمدن این کهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساختهایی محکم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته اش و آداب ورسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیت اهورایی اش شایسته است.

سایت ایرانیان مقیم اتریش


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مراسم قدیمی پیر شالیار | لینک |
میلاد حضرت رسول(ص)مبارک باد

                                        

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد          دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت            به غمزه مساله آموز صدمدرس شد

به مناسبت میلاد حضرت محمد (ص)،در تاریخ۲۵اسفند۸۷مراسم مولودی در روستای کماله برگزار خواهد شد و در ضمن مراسم امام جمعه کماله هم تعیین خواهد شد.از کلیه محبان مکتب رسول (ص)دعوت به عمل می آید.                آدرس:مریوان-هورامان تخت-روستای کماله

 


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
امسال هم مراسم پیرشالیار هورامان تخت برگزارشد

مراسم پیرشالیار امسال هم برگزار شد.مردم از شهرهای مختلفی جمع شدند تا باردیگر این مراسم سنتی را از نزدیک ببینند.اگرچه دست عواملی برای خدشه دار کردن این مراسم باستانی در کار بود منتها مردم توانستند تاحدی مراسم را گرم نگه دارند.روز دوم مراسم استاندار(اسماعیل نجار)،رییس سازمان میراث فرهنگی استان(فعله گری)،فرماندار سروآباد(باباخاص)،نماینده شهرستان در مجلس(مهندس اقبال محمدی)،بخشدار هورامان(مهندس حسن محمدی)و تنی چند از دست اندر کاران حضور داشتند.در این روز هتل هورامان تخت اسکان گردشگران را رسما شروع کرد.برای آگاهی از مراسم پیرشالیار روی لینک"مراسم قدیمی پیرشالیار" در ذیل پاراگراف کلیک نمایید.


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مراسم قدیمی پیر شالیار | لینک |
انا لله وانا الیه راجعون
گلچــــین روزگار عجب خوش سلیقه است

                         میچــــیند آن گلی که در عالم نــمونه است

درگذشت نابهنگام معلمی دلسوز و خدمتگذاری صادق آقای محمد ناصح شریفی را به دوستداران طریق دانش و خانواده و بستگان ایشان تسلیت عرض میکنم.خداوند وی را در کنار بزرگان محشورگرداند.پنجشنبه سوم بهمن ماه ۸۷ بر اثر حادثه دلخراش تصادف خودروی سمند در مسیر مریوان سنندج  نرسيده به شويشه از سمت مريوان  با یک دستگاه مینی بوس،ایشان همراه چهار تن دیگر از فرهنگیان جان خود را ازدست دادند.غفرالله لنا و لهم بحرمه سوره الفاتحه


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
امام جمعه روستای کماله ی هورامان تخت انتخاب میشود.
پس از استعفای ملا سعید امام جمعه محترم روستای کماله ی هورامان تخت،اهالی روستا در صدد انتخاب امام جمعه میباشند.ماموستا سید مصطفی حسینی امام جمعه  ویسیان گزینه اول انتخاب به عنوان امام جمعه کماله میباشد.

ماموستا مصطفی  از علمای برجسته هورامان،متولد روستای سرپیر از قرُای هورامان تخت است که در زمینه علوم دینی و علوم امروزی در سطح ممتازی قرار دارد.وی علاوه بر مدرک حوزوی،مدرک لیسانس دانشگاهی(لیسانس الهیات) را نیز داراست.

تحقیقات موضوعی وی روی مسایل دینی و خلاصه گویی و ایجاز و اختصار کلام به وی امتیاز خاصی بخشیده است.


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
مژده به مشتاقان ادب هورامی
سایت میرزای هورامی تا چند روز دیگر به شبکه خواهد آمد

www.m-mirzaee.com


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
مراسم بزرگداشت صیدی برگزار شد
این همایش به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و با همکاری فرمانداری سروآباد و انجمن ماموستا بیسارانی و با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی داخل و خارج از کشور در ۱۴ آبان ماه سال جاری برگزار گردید

نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
سلام بر همه مهمانان عزیز

کومسای مبارک

وبلاگ ما هم چهارساله شد !

زندگی چه زود می گذرد !

...


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
هفته دوم بهمن: آغاز مراسم بزرگ پیرشالیار(زه ماوننه و پیرشالیاری)

هر سال که ۴۵ روز از فصل زمستان مي گذرد مردم هورامان تخت راه خانه پير شاليار را در پيش مي گيرند تا در شادي جشن بزرگ پيرشاليار سهيم باشند.

شروع مراسم روز چهارشنبه است.اين مراسم سه روز به طول مي انجامد.بدين صورت است كه : از صبح روز اول دامداراني که  دامهاي  خود را براي قرباني در اين مراسم نذر کرده اند دامهاي خود را به جلو در خانه پيرشاليار مي آورند تا به دست متولين مراسم ذبح شوند.پس از ذبح قسمتي از گوشتها را بعنوان تبرک در بين مردم پخش مي کنند و بعضي از آن را هم براي غذاي مراسم به داخل خانه پير انتقال مي دهند.

بعد از ظهر دف ها را براي لحظاتي ديگر آماده مي کنند.نزديکي هاي ساعت۲:۳۰ الي ۳ مراسم شروع مي شود. و نوجوانان و جوانان و پيران دست در دست هم زنجيره اي بزرگ تشکيل مي دهند و با تسلسل جسم و درون اتحاد و همبستگي هميشگي خود را به نمايش مي گذارند.در حين اين رقص شادي (که به نوعي رقص عرفاني هم هست)عده اي دف مي نوازند و عده اي به خواندن قصيده هايي در مدح پيامبر و ... مي خوانند و گروه بزرگ رقص هم لفظ جلاله الله را زمزمه مي کنند.در اين سه روزه مردم هورامان تخت تمام کارهاي خود را تعطيل مي کنند و فقط و فقط وقت خودشان را در اين جشن باستاني صرف مي کنند.

غذاي مراسم( آش جو يا "هولوشينه تشي") همان غذايي است که 950سال پيش  در مراسم پير شاليارپخت شده است.که از طعم لذيذي بر خوردار است .بعد ازخوردن غذا مردم به خانه هاي خود مي روند و غذايي که اضافي است به خانه ها مي برند تا ساير اعضاي خانواده بعنوان تبرک از آن بخورند.

درروز آخر ( بر خلاف دوروز پيش از آن که تا عصر مراسم برپاست)مردم تا شب به رقص مي پردازند و ساعاتي از شب  را  نيز در خانه پيرشاليارميگذرانند(که به اين شب (شب نشست"شه وونيشتي") گفته ميشود.در اين شب سخنرانان به سخنراني درمورد پير شاليار و بحثهاي مذهبي و عرفاني مي پردازند.بعد از آن سرودي يا قصيده اي خوانده مي شود وپايان جلسه با دعا ختم مي شود.

منشا شکل گيري اين مراسم:

ما از پدرانمان شنيده ايم  :در قرن پنجم در اين سرزمين شخصي مي زيسته به نام پيرشاليار که ازهمان  دوران کودکي و نوجواني اش روح بزرگي داشته و صاحب کرامات متعددي بوده است. وي نزد عمويش پرورش يافت چون پدر و مادرش را در دوران کودکي يا نوجواني از دست داده بود وبراي عمويش کار چوپاني و ديگر کارهاي آن زمان را انجام ميداد.نقل است هنگامي که عمويش متوجه کرامات او شد از اوبه خاطر کارهايي که بهش سپرده بود و در شان او نبوده  معذرت خواهي کرد.پس از مدتي  شهرت رياضت و پارسايي و کرامات پيرشاليار  به خارج ازمحدوده هورامان رسيد .تا اينکه پادشاه بخارا از وجود چنين شخص بزرگي مطلع مي شود  ودخترش(بهار خاتون) را که بيماري لاعلاجي داشته و پزشکان از درمان وي عاجز مانده بودند به هورامان تخت نزد پير شاليار مي آورد.هنگامي که وارد هورامان تخت مي شوند  و به  در دو کيلومتري خانه پير شاليارمي رسند  پير شاليار "توجهي"به  آنها مي نمايد و ديوي از بدن دختر جدا مي شود(که هم اکنون به اين مکان تنور و ديوا  گفته مي شود) و گوشهاي دختر شنوا مي شود ولالي اش برطرف مي شود و شروع به تکلم مي کند.بعد از آن وارد خانه پير شاليار مي شوند و وي دختر را بطور کامل شفا ميدهد و پادشاه همانجا دخترش را به عقد وي در مي آورد (قبلا قول داده بود که هر کس دخترش را شفا دهد به عقدش در بياورد).و مردم جشن عروسي بزرگي براي پيرشاليار و بهار خاتون برپا ميکنند که مراسمي که امروز برگزار برگزار مي شود  سالگرد همان روز است.

مشکلات مراسم:

1-نبود اقامتگاه براي ميهمانان:

بي توجهي مسئولان نسبت به موقعيت توريستي هورامان تخت به حدي است که تاکنون نينديشيده اند اقامتگاهي براي ميهمانان بسازند تا در چنين مراسمي براي   گردشگران مشکل اقامت نداشته باشند وتعداد گردشگر  بيشتري جذب بشوند

2-ضعيف بودن پوشش خبري مراسم:

روزنامه هاي کشوري و استان و شبکه هاي راديو و تلويزيوني استان مي بايست هر سال خبر برگزاري  اين مراسم باستاني را پوشش ميدادند.

پيشنهادات به مسئولان:

۱- تهيه بروشور در باره شيوه مراسم و قدمت تاريخي آن

در روز مراسم پيرشاليار بروشورهايي براي ميهمانان تهيه شود تا اطلاعاتي در مورد چگونگي اين مراسم داشته  باشند

2- نصب تابلو بر سر در ورودي آرامگاه پيرشاليار :

۳- تحرير چکيده اي در باره پير شالياردر داخل آرامگاه: در داخل آرامگاه گزيده اي در باره زندگي پيرشاليار نوشته شود و در داخل قابي در داخل آرامگاه نصب شود.


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مراسم قدیمی پیر شالیار | لینک |
مسجد جامع هورامان تخت(مسجد حضرت عبدالله)

ساخته شده از سنگ - حاصل تلاش دستان هنرمند اهالي هورامان


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مراسم قدیمی پیر شالیار | لینک |
و مرگ پايان كبوتر نيست

به روز مرگ چو تابوت من روان باشـد     گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

برای من مگری و مگو دریغ دریــــــــغ     بـــدام دیو درافتی دریغ، آن باشــــــد

جنازه ام چو ببینی مگو فراق فــــراق    مرا وصال و ملاقات، آن زمــان باشـــد

 

مرا به گور سپردی مگـــــو وداع وداع     که گور پرده جمعیتی جنان باشــــــد

 

فروشدن چو بدیدی برآمدن بنـــــــــگر    غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد

 

کدام دانه فرو رفت درزمین که نرست    چرا به دانه انسانت این گمان باشــد

 

ترا چنان بنماید که من بخاک شـــدم    بزیر پای من این هفت آســمان باشد

 

رحلت جانسوز برادر بزرگوار ، پيمانكار و مدرسه ساز فعال و دلسوز ژيواری (كاك حبيب الله اداك) را به اهالي محترم ژيوار ، خانواده داغدارشان و جامعه فرهنگيان و دانش آموزان خطه هورامانات تسليت عرض مي نماييم .ما درحسرت ديدار روي تابناك او براي هميشه داغدار خواهيم ماند. اين رفتن و رفتن‌ها براي همه‌ي ما زنگ خطري است كه قدر بزرگان خود را بيشتر بدانيم. تعداد اين عزيزان كم است. عزيز بداريمشان.قطعا زندگي كاك حبيب الله با مرگ او خاتمه نمي‌يابد بلكه حيات او در آثار ارزشمند و ماندگاراو جاري و باقي خواهد بود. روحش شاد و يادش گرامي.

از جمله فعاليتهاي ايشان : در مدرسه سازي و ...

 

مدرسه ۵ کلاسه ژیوار                ۱۳۶۷

خانه بهداشت سلین                 ۱۳۶۷

خانه بهداشت نوین                   ۱۳۶۸

تعمیرات مدرسه های دمیو ه  هورامان و سلین و ویسیا و نوین    ۱۳۷۳

مدرسه  ۶ کلاسه راهنمائی نوین          ۱۳۷۴

مدرسه ۴ کلاسه ژیوار                         ۱۳۷۴

مدرسه ۵ کلاسه روستای ناو                ۱۳۷۷

مدرسه ۴ کلاسه میرآباد مریوان                  ۱۳۷۸

قسمتی از مدرسه شبانه روزی ژریژه          ۱۳۷۸

مدرسه راهنمائی ۵ کلاسه نژمار                ۱۳۷۹

مدرسه راهنمائی ۴ کلاسه لنج آباد مریوان   ۱۳۷۹

دبیرستان ۱۲ کلاسه سنتی هورامان تخت               ۱۳۸۲

کتابخانه در دست اجرا  در هورامان                         ۱۳۸۴

دبیرستان ۶ کلاسه در دست اجرا روستای سلین      ۱۳۸۵

دبیرستان ۶ کلاسه در دست اجرا روستای ژیوار        ۱۳۸۵

 

غفرالله له و لنا بحرمة سورة المباركة الفاتحة


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
هورامان تخت را بشناسیم

هورامان تخت؛روستاهایی پلکانی  با 1140 خانوار و 4926 نفرجمعيت تابع شهرستان سروآباد در استان كردستان مي باشدکه به شیب تند خانه هاو سختی کوههای بلند پر از  برف و دره های عمیق مشهورگشته است.اين دهستان از سمت غرب با كشورعراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه است . كوه تخت با  2770 متر در غرب اين دهستان واقع شده است. یک شاخه مهم رودخانه سيروان ازاين دهستان سرچشمه گرفته و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد .مرکز دهستان  با 644 خانوار 2754 نفر جمعيت در فاصله 75 كيلومتري جنوب مريوان و اقع شده است.

شعروادب هورامی:

 شعر وادب هورامی بصورت مکتوب از زمان پیر شالیاربزرگ (با کتاب ماریفه تو شالیاری)در کنار سایر مناطق هو رامان بزرگ درهورامان تخت فعالیت داشته و دارد بی شک استاد صیدی هورا مان تختی با شاهکارش(دیوان صیدی) کمک بزرگی به ادبیات هورامی کرد .اکنون شعروادبیات در هورامان تخت با شاعرانی نظیر ماموستا محمد امین مشهوربه میرزای هورامی(صاحب اثر " سه وزه ی کوسالان")دنبال میشود.

*هورامان تخت شامل  به ترتیب روستاهای:

1-کماله (با 171 خانوار و 786 نفر جمعيت)

۲-رودبر (با 95 خانوار و 412 نفر جمعيت)

۳-ویسیان (با 59 خانوار و 247 نفر جمعيت)

۴-مرکزی(هورامان تخت) با 644 خانوار و 2754 نفر جمعيت.

۵-سرپیر (با 171 خانوار و 727 نفر جمعيت)

می باشد که  منطقه اي بسيار دلنشين و داراي مناظر زيبا از جمله هه ره را -هزارانی-بندن و... مي باشد(۱)



(۱) آمارها بر اساس سرشماري  سال 85 است.


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: | لینک |
دهه فجر بهره برداري از اولين كتابخانه عمومي بخش هورامان تخت

سيد حسن غياثيان

گزارش ازخبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)

مدير كتابخانه‌هاي عمومي كردستان :اهالي هورامان تخت صاحب كتابخانه مي‌شوند.دهه فجر اولين كتابخانه عمومي بخش هورامان تخت سروآباد به بهره برداري مي‌رسد.

سيد حسن غياثيان، مدير كتابخانه‌هاي عمومي استان كردستان، درگفت و گو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، با اعلام اين خبر اظهارداشت: اين كتابخانه سي و نهمين كتابخانه استان و سومين كتابخانه شهر سروآباد خواهد بود....................غياثيان با تقدير از حسن زاده، معاون سياسي استاندار كردستان در پي‌گيري پرداخت نيم درصد درآمد شهرداري‌ها به حساب انجمن كتابخانه‌هاي عمومي استان اشاره كرد: امسال بخش بزرگي از بدهي شهرداري‌ها به حساب انجمن واريز شده است در عين حال شهرداري سنندج 100ميليون ريال براي تسويه كامل بايد بپردازد.

به منظور توسعه فضاهاي فرهنگي وترويج فرهنگ كتابخواني در استان كردستان جلسه اي  با حضور نماينده تام الاختيار مديريت امور كتابخانه هاي عمومي استان در محل معاونت برنامه ريزي استانداري برگزار گرديد. در اين جلسه مبلغ 5400 ميليون ريال اعتبار از سوي شوراي توسعه وبرنامه ريزي استان جهت احداث ، تعمير وتجهيز كتابخانه هاي عمومي استان اختصاص يافت . كه جهت تكميل كتابخانه هورامان تخت 900ميليون ريال اختصاص داده شد.


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: کتابخانه های هورامان | لینک |
افتخاری دیگر

ماموستا ملاسعیـد اكبـری،از روحانیون معـزّز و دانشمند هورامان تخت(روستای كماله ) دو عنوان كتاب ارزشمند خود را در زمینه منطق و نحو به آسمان پر ستاره علم و حكمت تقدیم كرد !

 

1-  ألمَطالِعُ السَّعیدِیةِ فی شَرح ِالحاشیةِ الیَزدِیةِ؛( در علم منـطق )

 

2-  مِفتــــاحُ العِنـــایـةِ فـــی شـــــرح ِالهـِــدایـَةِ؛( در علـم نحـو )

 

الشّارِحُ : سعید الأكبـری                   نـاشــر : نشـــرُ إحســان

 

مختصری از حیات مؤلّف به قلم خود :

 

سعید بن مصطفی بن محمّد ، متولّد روستای كماله از روستاهای هورامان تخت از مناطق مریوان

تاریخ تولّد : 1353 هـ.ش ،‌ فارغ التّحصیل علوم دینی (اهل سنّت) 

شغل ‌: خطّاط و نقاش

تألیف : 64 إلی 71


نوشته شده توسط معروف آشنا | موضوع: مشاهیر هورامان | لینک |
کسب رتبه اول کشوری تدريس عربی براي امين صادقي(از هورامان تخت)

 

امين صادقي از دبيران فعال هورامان تخت(روستاي كماله) است كه هم اكنون در شهر مريوان مشغول به تدريس مي باشند . وي در سال ۱۳۸۶موفق به کسب رتبه اول کشوری درجشنواره روشهای نوين تدريس عربی گرديد . اين موفقيت را به ايشان صمیمانه تبريك ميگوييم. آنچه در زير مي آيد به قلم خو د ايشان است.                                                  "تشکر وقدر دانی"

«من لم يشکُر المخلوق لم يشکر الخالق»

 باسلام وتحيات الهی

باتوکل واستعانت از الطاف خداوند منان ودلگرمی وحمايت مسؤولين محترم وهمکاران معزز اينجانب امين صادقی دبيرعربی دبيرستانهای شهرستان مريوان موفق به کسب رتبه برتر(منتخب کشوری) درجشنواره روشهای نوين تدريس عربی(2)در مرحله کشوری ،شدم.لذابر خود لازم مي دانم از تمامی مسؤولين  همکاران وعزيزان ودوستانی که در اين راه مرا ياری ودلگرمی نمودند،وبا نصب پلاکارد وتراکت وارسال پيام تبريک ،ابراز لطف وخرسندی نمودند،صميمانه تشکر وقدر دانی نمايم.بويژه از زحمات دلسوزانه جناب آقای صلواتی کارشناس مسؤول وآقای منصوری کارشناس گروههايی آموزشی سازمان وآقای محمود پور کارشناس گروههای آموزشی مريوان وهمکاران ارجمند در دبيرخانه راهبری درس عربی وهمکاران ودست اندر کاران اجرای جشنواره درهمدان ،کمال تشکر را دارم.

حضور32نفر ازهمکاران ودبيران منتخب استانها ازسراسرکشوروخارج ازکشورفرصتی طلايی بود برای اينجانب جهت تبادل تجربه واستفاده اززحمات کليه اين عزيزان.بنده به نوبه خود ضمن عرض تبريک به تمامی منتخبين کشوری واستانی از زحمات بي شائبه ی تمامی عزيزان منتخب  ازسراسر کشور تشکر وقدر دانی مي نمايم.که شاهد تلاش،شجاعت وجسارت آنان در طی جشنواره بودم.موفقيت تمامی عزيزان رادر ارتقاء وتعالی اهداف تعليم وتربيت از خداوند متعال خواستارم .

باتشکر وارادت

امين صادقی


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مشاهیر هورامان | لینک |
از مجموعه ی شاعران هورامان (صیدی)
 بنابرنظربرخی محققین صیدی تخلص دو تن از شعرای هورامان بوده که یکی در قرن دهم هجری قمری میزیسته و دیگری در قرن سیزدهم.طبق این نظریه صیدی اول،نامش سید محمد صادق فرزند سید علی است که اشعارش به لهجه ی هورامی قدیم بوده؛اشعاری ملمع(هورامی- فارسی،هورامی-عربی) نیز از او به یادگار مانده است و اشعاری نظیر شعر زیر را منسوب به او میدانند:

 

ئه ز هورومون مکانم بی و ولاتم      سروپیری خوای که رده ن خــــه لاتم

به رو درویش لوو سه یرو وه لاتو      نه نیشتو هیچ وه لاتی نه ، نه ساتم

 

معنی شعر : وطن من هورامان ، سرپیر است و همه جا گشته ام جایی طاقت و آرام نگرفتم (مگر روستای سرپیر)

این گروه محققین نام صیدی دوم را ملا محمد فرزند حاج سید محمود میدانند که به سال 1195 هجری قمری درروستای خانگاه از توابع پاوه متولد شده و برای ادامه تحصیل به هورامان تخت رفته وازآنجاهم راهی عراق شده و در آنجاتحصیلات علوم دینی خود را تکمیل نموده،سرانجام به هورامان تخت برگشته،به کار تدریس پرداخته و دیوان شعری به لهجه هورامی جدید نگاشته است،در آخر هم به سال 1265هجری قمری در روستای سرپیر از توابع هورامان تخت از دنیا رفته است.

اما تا آنجا که من از برخی مردم هورامان شنیده ام صیدی تخلص یک شاعر بوده و نه دوشاعر(خواه ملامحمد سلیمان باشد یا سید محمد صادق)ودیوان شعری داشته به لهجه ی هورامی قدیم،منتها چون فهم آن دشوار بوده دیوانی دیگر به لهجه ی هورامی جدید نوشته است که متاسفانه دیوان قدیم از بین رفته وفقط اندکی ازاشعارآن دراذهان مردم هورامان مانده است.ولی دیوان جدید وی تاامروزباقی است.

بنابرنظردوم،صیدی درهردودیوان شعری قدیم و جدیدش از علاقه اش به روستای سرپیر و نیز عشق به معشوقی واحد سخن رانده است.

 

شعری از دیوان صیدی : چون کوی عه ودالان

 

چون کوی عودالان،چون کوی عودالان        کون؟کوی دلگیر چون کـــــوی عودالان

 کابه ی مقصوده ن په ری نه و هالان         پــه ی وایه ی مراد وه نه ش مه لالان

جــای شه و بیداران،سحرلانـــــانه ن         تکیـه گای خاسان ، هفت عودالانه ن

هر هفت عودالان قطبـــی روی زمین         چــــون اصحاب الکهف دایم غارنشین

مسکن شا گرته ن،بـــــه و بلند کووه         «یــا مــن هو»شانه ن،هر رو جه نووه

هـا نه پای ئه و کو،رندان چون پــــری       گشت آماده ی حوسن،شوخی و دلبری

یا هفت عــودالان ، کوی به رز و بلند         دیده ی بـــــه د پیتان نـــه یـــاونو گزند

صیدی تاسه ی سخت دوری یارشه ن       نـــه آرام،نـــه صـــبر،نـــه قـــرارشـه ن

یا عودال صیدی،هـــاوار وه تــوشـه ن         دیده ش به دیدار،یار که ری ره وشه ن ۱


۱برای آگاهی بیشتر رک : دیوان صیدی ، به کوشش محمد امین کاردوخی /  تاریخ مشاهیر کرد ، ج1، صفحات 54-150 و 91-386


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: شاعران هورامان | لینک |
مشاهير هورامان در شبكه جهاني سحر

پخش مجموعه برنامه تركيبي «مشاهير هورامان» از سيماي كردي شبكه جهاني سحر دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶آغاز شد.

به گزارش خبرگزاري فارس ، به نقل از روابط عمومي شبكه بين المللي سحر، اين برنامه كه در۸قسمت ۲۵دقيقه‌اي و توسط «احسان الله اخوان» نوشته، تهيه و كارگرداني شده است به زندگي و آثار ۵تن از عرفاي برجسته كردستان به نامهاي «سيدطاهر هاشمي»، «صيدي هورامي»، «ملا احمد نودشي»، «آقا عنايت جوانرودي» و «ميرزا عبدالقادر پاوه‌اي» مي‌پردازد که اين عرفا از ۲۵تا ۱۱۰ سال پيش فوت كرده‌اند. توليد اين مجموعه از ابتداي شهريور ماه سال جاري آغاز شد و اخوان براي تهيه آن از كمك «رضا ودادتقوي» به عنوان تصويربردار، حسن سليمان ميگوني به عنوان دستيار تصويربردار و مهيار بدري به عنوان تدوينگر بهره برده است. معرفي فرهنگ، ادبيات و جلوه‌هاي تمدن درخشان ايراني - اسلامي به ويژه استانهاي كردنشين ايران به مخاطبان كرد برون مرزي، از جمله مهمترين اهداف سيماي كردي شبكه جهاني سحر است. اين سيما روزانه ۴ساعت برنامه پخش مي كند.

منبع: سايت خبرگزاري فارس


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مشاهير هورامان در شبكه سحر | لینک |
آمار جمعيت هورامان براساس سرشماری سال 85

ردیف

خانوار

کل        

مرد       

زن      

باسواد 

 شهرستان سروآباد

12641

53992

27277

26715

33740

  بخش اورامان

2360

10500

5214

5286

6565

 دهستان اورامان تخت

1140

4926

2451

2475

3073

روستا ی اورامان تخت

644

2754

1363

1391

1685

روستا ی سرپير

171

727

350

377

405

روستا ی رو وري

95

412

211

201

292

روستا ی كماله

171

786

398

388

527

روستا ی ويسيان

59

247

129

118

164

 دهستان شاليار

1220

5574

2763

2811

3492

روستا ی

 اسپه ريز

7

20

11

9

7

روستا ی  ناو

173

724

340

384

438

روستا ی نوين

179

727

359

368

450

روستا ی سلين

194

910

476

434

598

روستا ی

عباس اباد

26

119

50

69

66

روستا ی كلجي

80

332

154

178

215

روستا ی

ورگه وير

6

24

14

10

13

روستا ی بلبر

203

954

486

468

587

روستا ی ژيوار

352

1764

873

891

1118

 


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: سرشماري هورامان سال85 | لینک |
ازمجموعه شاعران هورامان(میرزای هورامی)

 

ماموستا محمد امین میرزایی مشهور به میرزای هورامی در سال 13۳۵در هورامان تخت(روستای کماله) به دنیا آمد. تحصیلات علوم دینی را در شهرها و روستاهای کردستان به اتمام رساند سپس به امامت جماعت در روستاهای اطراف سنندج مشغول شد و در کنار تدریس در مدرسه علوم دینی تحریر کتاب «سه وزه ی کوسالان» را به پایان رسانید.که این کتاب مجموعه ای از اشعار وی در سالهای 62-1350میباشد و آن را در خرداد سال 1362 انتشار داد.ونیز کتاب « ده وله تنامه  و روله بزانی » ملا خدر رواری را به چاپ رسانید . همچنین کتاب ارزشمند سراج الطریق اثر مصنف چوری(ملا ابوبکر) را تصحیح و چاپ نمود.وی هم اکنـون در صدا و سیمای کردستان در بخش رادیو هورامی مشغول به فعالیت هستند و نیز قصد انتشار دومین مجموعه شعر خود به نام «زه ردی خه زان» را در سالهای آتی دارند1. « قطعه شعری از میرزای هورامی » :           «وه هه ورامان دا»

وه هــــه ورامـان دا وه هـــه ورامــان دا          ئه ی دلَ سه فه ر كه ر وه هه ورامان دا

 

خسـوس جه فه سلـــَـی نه و وه هاران دا      سه رشاخ سه ركه مه رسه ركوَساران دا

 

هــــاژه ی وه رواوان نـــه گــــوَلاوان دا              ده نگـــــی كنـــا لــه يـل پوَلـــی لاوان دا

 

نه ك ته نيـا دلـَـیَ بـه لـَكـــو هــــه زاران       مه بان شه يدا ومه س فه سلی وه هـاران

 

زه مــزه مــه ی شــادی ئاهه نگـی يـاران            ته رِكه ران گه رده ن به قه تره ی واران

 

پـه رِكه را كوَلـَـیَ سـه وزه وسه يده ران         چــوون بــاوی قـه ديم ياسای حه يده ران

 

سه رله ته ره ی  شه وق خوَل مدا به ناز           بـــه گـــرمه وهـــه را ته يـر مدا په رواز

 

ئه رپه ی رِاگه ی حه ق وه رپه ی سيرانه ن     «مَجمَــــعُ البَحرَيـــــن» رِای هـــوراما نه ن

 

په ی رِه فعی خه مان شاخش رِه فيـَـعه ن       په ی درونـی تنگ خاكش وه سيـَـعه ن

 

شه رته ن ميرزايی چوون كوَسار گه ردان         بـــه يوَ بگـَـيلـَـوَ شـــاخ وو كوَو هــه ردان


  1برای آگاهی بیشتر رک : کتاب سه وزه ی کوسالان ، میرزای هورامی / وبلاگ اشعار میرزای هورامی


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: شاعران هورامان | لینک |
شعري از صيدي شاعر هورامان

                                  

يـا رب به روح احمد صلوات صد هـزاران          بر شاه دين محـمّد صلوات صــد هزاران

بـــر ساكــن مديـنه آن پـاك دل ز كينـه             زين بنـده كميــنه صلـوات صد هــزاران

بر شاه تاج لولاك سلطان عرصــه خاك             هر لحظه از دل پاك صلوات صد هزاران

بر نـور پاك ياسين ختـم رُسُل شـهِ دين           بادا به روحش آمين صلوات صد هـزاران

بر جَدّهردو سِبطَين شبگردقاب قَوسَين            في الغارِثانِيَ إثنَـين صلوات صد هزاران

آن پيشـواي عالَم مخـــتار نــسل آدم                 بر مرقـدش دمـادم صلـوات صد هزاران

برآن شفــيع امّت كـانِ سخـا و رحمت                سالار ديــن خلـوت صلوات صد هزاران

چون بشنوي تو نامش ازبهـر احـترامش             فرست صدسلامش صلوات صد هزاران

آن صـاحب وسيلـه وان مـادح فضـيله                    بر تربتش رسـيده صلوات صد هـزاران

آن امّــي سخـن دان  دانــاي سـرّ قــرآن             بادا به روحش از جان صلوات صد هزاران

چون دين ز چـاريارش دائم قويست كارش         بـر هر يكـي نـثارش صـلوات صـــد هـزاران

«صيدي»درود احمد خوش دولتيست سرمد      بفـرست بــــر محمّـد صلــوات صـد هــزاران

تایپ : معروف آشنا - آبان ۸۶


نوشته شده توسط معروف آشنا | موضوع: شاعران هورامان | لینک |
يك نقاشي از معروف آشنا(نقاش)
 

همه با هم در تدوين فرهنگ جامع لغات هورامي سهيم باشيم

http://hawrami-f.blogfa.com


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: عـکس هــای هــورامـان تـخت | لینک |
پیرشالیار پیری که مرگ نمی شناسد

هورامان ؛
سرزمینی باستانی ، با کوههایی سر به‌ فلک کشیده‌ در جنوب شرقی کردستان و با مردمی که‌ هنوز بسیاری از آنان پایبند آداب و رسوم و سنتهای دیرین خویشند. هورامان سرزمین طلوع خورشید  ، سرزمین عرفان و سرزمین عشق ، ... در قلب این سرزمین ، هنوز زیارتگاهها و مزارهایی از مردان دین و اندیشه‌ وجود دارند که‌ قلبهای مرم زحمتکش و نیک سرشت این خطه‌ را به‌ سوی خود کشانده‌ و این بزرگان که‌ پیرشان مینامند ، چنان بر سرنوشت و زندگی این مردمان موثر بوده‌اند که‌ حتی بعد از وفاتشان نیز ، مردم را به‌ راستی و پاکی هدایت میکنند ! یکی از این رادمردان " پیر شالیار " میباشد . اکنون روستای بزرگ " هورامان تخت " که‌ زادگاه و محل وفات این پیر میباشد ، هر ساله‌ صدها و هزاران نفر را به‌ سوی خود میکشاند و در دومین هفته‌ی بهمن ماه ، حتی با وجود برف و کولاک و سرما ، این مردم عاشق و عارف پیشه‌ به‌ مناسبت سالروز تولد و ازدواج پیرشان به‌ هورامان تخت آمده‌ و در مقابل منزل یک هزار ساله‌ی پیر شالیار ، به‌ مراسم ویژه‌ رقص و پایکوبی و شادی میپردازند . شاید بتوان از لابه‌لای این مراسمات، تا حدودی چهره‌ این فرزانه‌ را دریافت .

علمای مسلمان  هورامان ، که‌ خود به‌ زادگاه و مزار پیرشالیار نزدیکند و هر ساله‌ شاهد مراسم و بزرگداشت یاد او از جانب مردم میباشند ، این مراسم را حرام نمی دانند هرچند که‌ این مراسم در کل به‌ شیوه‌ رقص کردی محلی انجام گرفته‌  است.

مراسم پیرشالیار ؛
برطبق روایات مردم ، قریب به‌ هزار سال از طول عمر پیرشالیار میگذرد. این مراسم به‌ مناسبت یادبود و بزرگداشت پیرشالیار در سالروز تولد و به‌ قولی ، سالروز ازدواج ایشان به‌ انجام میرسد. مردم هورامان از شهرهای و روستهای مختلف از قبیل مریوان ، پاوه‌ ، جوانرود ، سنندج ، حلبچه‌ و روستاهای جوارشان به‌ روستای هورامان تخت آمده‌ و در مقابل خانه‌ قدیمی و پابرجای پیر که‌ در مرکز هورامان تخت قرار دارد ، همچنین به‌ دور مزار ایشان در جوار روستا به‌ رقص و ذکر و سماع دسته‌جمعی میپردازند.
حضور دف نوازان و مداحان که‌ در وسط درویشان و مردم در حال رقص به‌ لهجه‌ کردی هورامی به‌ چاوشی از پیرشالیار می پردازندو رقص آنان را به‌ خروش می آورند ، قابل توجه‌ میباشد.

پیرشالیار در باورهای عامیانه‌ی مردم ؛
بدون تردید پیرشالیار اسطوره‌ای عظیم در اذهان مردم هورامان میباشد. پیری که‌ سمبل پاکی ، راستی ، صداقت ، نیکو کرداری و نیکو گفتاریست .  مردم اورامان باور‌های مربوط به‌ پیرشالیار را حقیقت دانسته‌ و با جان و دل آنها را قبول دارند. . این  باورها که‌ بیان کننده‌ی حقیقت بزرگی و عظمت پیرشالیار است ، از لحاظ اسطوره‌ شناسی بسیار حائز اهمیتند، چرا که‌ برخواسته‌ از نیازها و تخیلات جمعی مردم هورامانند و بس. پیرشالیار سالهای سال خواب و خیال و سمبل و آرزوی این مردم بوده‌ است. شخصیتی ‌ صاحب کرامات و شاعری که‌ در عین حال حکیم و شفابخش میباشد.
تولد پیرشالیار ؛
مردم هورامان معتقدند که‌ پدر پیرشالیار " باباخداداد یکی از تاجران منطقه‌ بوده‌ است که‌ جهت بازرگانی به‌ بغداد سفر میکند ، لیکن توسط حاکم بغداد دستگیر شده‌ و اموالش را مصادره‌ میکنند. با ورود باباخداداد به‌ زندان ، شهر به‌ لرزه‌ در‌آمده‌ و درطی این زلزله‌ نصف بغداد ویران میگردد. مردم و حاکم بغداد فورآ متوجه‌ امر خطا گردیده‌ و میدانند که‌ زمین لرزه‌ فوق ناشی از ظلم و ناحقی بزرگی است که‌ بر شخص مقدس و پاک منشی رفته‌ است و آنهم باباخداداد میباشد. لذا فورآ او را از زندان آزاد میکنند و بدین ترتیب نیمه‌ی دیگر بغداد از ویران شدن نجات میابد. باباخداداد به‌ هورامان بازگشته‌ و به‌ نزد  پیرسرو(محمد ثانی)  می رود. در حقیقت  باباخداداد  در زمستان صاحب فرزندی میشود که‌ او را شالیار مینامد. خبر تولد شالیار را به‌ پیرسرو (محمد ثانی)میدهند که‌ در بالای روستا منزل دارد . پیر سرو نیز دستور برپاکردن جشن و سرور را صادر میکند. بدین ترتیب از آنروز به‌ بعد همه‌ ساله‌ این روز را که‌ اولین چهارشنبه‌ بهمن ماه است ، به‌ مناسبت تولد پیرشالیار جشن گرفته‌ و مراسم پیرشالیار را به‌ اجرا درمی آورند.

کرامات پیرشالیار در دوران کودکی ؛
پیرشالیار در اوایل کودکی پدر و مادرش فوت کرده‌ و نزد عمو و زن عمویش به‌ زندگی می پردازد. زن عموی پیرشالیار با او بد رفتاری کرده‌ و همه‌ی کارهای سخت را به‌ او میسپارد. از جمله‌ چوپانی کردن ، آوردن هیزم از جنگل ، شخم زدن زمینهای کشاورزی و ... شالیار همه‌ی کارهایش را به‌ نیکی انجام داده‌ و هیچ اثری از خستگی و یا کثیف شدن لباسهایش در او نمایان نمیگردد ! این موضوع باعث حیرت و تعجب مردم می گردد ، به‌ طوری که‌ بعدآ متوجه‌ میشوند که‌ شالیار خودش‌ زیر درختی به‌ استراحت کردن و نی زنی مشغول است ، گوسفندانش در حال چریدن هستند بدون آنکه‌ نیازی به‌ چوپان داشته‌ باشند ، تبر به‌ خودی خود به‌ کار بریدن و قطعه‌قطعه‌ کردن شاخه‌ درختان و گردآوری هیزم پرداخته‌ و بیل به‌ خودی خود در حال شخم زدن و کشاورزی میباشد. به‌ هنگام غروب نیز ، شالیار سوار بر تنه‌ی یک درخت به‌ منزل برمیگردد ...

کرامات پیرشالیار در دوران جوانی ؛
پیرشالیار در دوران جوانی به‌ عنوان یک عارف و راد مرد معروف میگردد . در این بین یکی از پیران منطقه‌ به‌ نام " پیر هجیج " از روستایی در جوار هورامان تخت به‌ نام روستای " هجیج " سوار بر اژدهایی غول پیکر به‌ دیدار ایشان میشتابد . موضوع را به‌ پیرشالیار خبر میدهند. پیرشالیار در آن لحظه‌ به‌ کار بر پا کردن دیوارهای خانه‌اش مشغول بوده‌ است که‌ ناگهان با پای خود بر دیوار میکوبد و دیوار به‌ حرکت در می آید. پیرشالیار سوار بر بر دیوار به‌ استقبال پیرهجیج میرود . شالیار به‌ هجیج می گوید ؛
" بسی جای عظمت است که‌ سوار بر اژدها آمده‌اید . "
و پیر هجیج در پاسخ میگوید ؛
"عظیمتر آن است که‌ شما سوار بر دیوار به‌ استقبال من آمده‌اید ، چرا که‌ من بر یک جاندار سوارم ، لیکن شما بی جان را جان بخشیده‌ و به‌ حرکت درآورده‌اید.
مردم هورامان تخت معتقدند که‌ پیرشالیار به‌ مرحله‌ی فراتر رفتن از منیت و درک والای عرفان رسیده‌ بود. آنان معتقدند که‌ پیر با بر زبان آوردن کلمه‌ " من " و تکرار این کلمه‌ مخالف بوده‌ است. پیرمردی تعریف میکرد که‌ در‌ دوران کودکی اش به‌ همراه عده‌ای دیگر از کودکان به‌ بازی کردن مشغول بوده‌ است. در حال تیله‌بازی فریاد زده‌ و با صدای بلند چند بار تکرار کرده‌ است ؛ " نوبت من است ، نوبت من است ، من ، من "
یکی از کودکان به‌ او می گوید ؛
" اینقدر من من نکن . مگر نمیدانی که‌ پیرشالیار گفته‌ است ، نباید کلمه‌ی من را زیاد تکرار کرد ؟! "
اما او جواب نمیدهد و بدون توجه‌ ، به‌ من من کردن ادامه‌ میدهد. شب هنگام در خواب ، پیرشالیار را می بیند که‌ به‌ سویش آمده‌ و با مشت به‌ پشت او می کوبد. پیر می گوید؛
" ها ، مگر من نگفتم از منیت دور شو ."
پیرمرد میگفت که‌ از آن زمان تا کنون پشتش درست در همان جایی که‌ پیرشالیار در خواب به‌ آن کوبیده‌ بود ، درد میکند و تا لحظه‌ مرگ نیز باید این درد را تحمل کند. روایت فوق نشانه‌ای از ایمان و اعتقاد عمیق  مردم از یک سو و از طرف دیگر نشانه‌ی دیدگاه عارفانه‌ پیرشالیار در دوری فرد از منیت می باشد. 

پیرشالیار طبیب ؛
بر طبق روایات هورامی ، پیرشالیار علاوه‌ بر هنر شاعری به‌ امر پزشکی و گیاه درمانی نیز مشغول بوده‌ است و از راه طبابت و به‌ وسیله‌ گیاهان به‌ درمان و علاج مردم پرداخته‌ است.

همسر پیرشالیار ؛
بر اساس روایات مذکور ، در دوران پیرشالیار دختر یکی از پادشاهان مقتدر ، در سرزمینی دور دست به‌ یک بیماری لاعلاج مبتلا میگردد. پادشاه دستور میدهد که‌ از سرتاسر مملکت و ممالک دیگر پزشکانی را به‌ بالین دخترش آورده‌ و به‌ درمان او بپردازند. لیکن هیچ درمانی موثر واقع نمی گردد و جملگی عاجز از علاجند. نام و آوازه‌ی پیرشالیار به‌ گوش پادشاه میرسد و شهرت پیر او را ناچار به‌ فرستادن دختر بیمارش به‌ هورامان تخت ( سرزمین خورشید ) مینماید. پادشاه قول میدهد که‌ در صورت علاج ، دخترش را به‌ همسری پیرشالیار درآورد. بدین ترتیب علاج انجام گرفته‌ و بیماری و تاریکی از وجود دختر رخت بر می بندد. بعد از این معجزه‌ ، پیرشالیار با او ازدواج میکند و گویا روز ازدواج پیرشالیار مصادف با روز تولد ایشان میباشد ، یعنی همان روز مراسم جشن ویژه‌...
این روایت می خواهد نشان دهد که‌ پیرشالیار بهترین و بزرگترین شخص زمان خود در سرتاسر جهان بوده‌ است. از سویی دیگر این ازدواج میتواند سمبل آغاز یک دوره‌ نوین و تحول شخصیتی نوین در او باشد. چرا که‌ روز ازدواج مطابق است با روز تولد . و جالبتر اینکه‌ در زبان کردی داماد را ( زاوا zawa ) یعنی کسی که‌ دوباره‌ زاده‌ شده‌ و زندگی نوینی را آغاز میکند ، معنی میدهد. ازدواج پیر ، همزمان است با آغاز یک مرحله‌ی نوین ...

مراسم " کومسای komsay " ؛
یکی از مراسمات دیگری که‌ توسط مردم هورامان هنوز انجام میگیرد ، به‌ مراسم " کومسای " معروف است. این مراسم در پانزدهم اردیبهشت ، یعنی چهل و پنج روز بعد از نوروز صورت میگیرد. در اصل کلمه‌ی " کوم kom " به‌ معنی جمع و گروه میباشد و " سای say " به‌ معنی ساییدن است . در طی این مراسم مردم به‌ صورت دسته‌ جمعی به‌ ساییدن سنگی سفید در جوار مزار و " چله‌خانه‌ çile xane " ی پیرشالیار که‌ محل ریاضت کشیدن پیر در جوار روستا میباشد ، پرداخته‌ و با تیشه‌ و یا تبری مخصوص ، قسمتی از آن سنگ را در هم میشکنند. همجواری این سنگ به‌ دخمه‌ی محل ریاضت پیرشالیار یعنی چله‌خانه‌ ، شایان توجه‌ است. بر طبق باورهای مردم ، این سنگ مقدس در طول سال چنان سفت و سخت و محکم است که‌ قابل خرد شدن نیست و فقط و فقط در همین روز مخصوص که‌ به‌ روز کومسای مشهور گشته‌ است ، میتوان آن را شکست. آنها معتقدند که‌ سنگ خرد شده‌ بار دیگر در طول سال روییده‌ و رشد میکند و به‌ شکل و اندازه‌ی اول خود باز می گردد ...
در تحلیل این سنگ که‌ گویا در طول سال بعد از شکسته‌ شدن در روز کومسای دوباره‌ رشد کرده‌ و به‌ شکل اولیه‌اش باز میگردد ، باید گفت که‌ ، این عقیده‌ نشان دهنده‌ی اعتقاد دیرین این مردم به‌ رستاخیز و زندگی دوباره‌ بعد از مرگ در طبیعت میباشد. از سویی دیگر این مراسم در بهار که‌ فصل جان گرفتن طبیعت است انجام میگیرد .

قصه ی برف و حصار هورامان ؛
حکایت میکنند که‌ در زمانهای بسیار دور ، در هر چهار طرف هورامان حصاری کشیده‌ و برف به‌ داخل این حلقه‌ نباریده‌ است . هورامان یک حصار بوده‌ است ... حلقه‌ای از پاکی و مردمی که‌ همگی راست گو و صادق بوده‌اند. به‌ همین خاطر دیگر برف و سرما از خاطرشان زدوده‌ شده‌ بود. سالهای سال سپری شد ، تا اینکه‌ یک حاکم در هورامان پیدا شد. حاکم فرمانی صادر کرد و گفت ؛
" هر کس باید به‌ عنوان مالیات یک عدد تخم مرغ برایم بیاورد ! "
بعد از مدتی ، یک خرمن از تخم مرغها در مقابل حاکم روی هم انباشته‌ میشود . حاکم باز هم دستور میدهد ؛
" همه‌ تخم مرغها را قاتی هم کنید . "
بدین ترتیب تخم مرغها را قاتی هم میکنند.
و اینبار حاکم میگوید ؛
" هر کس بیاید و تخم مرغ خودش را بردارد و به‌ منزلش ببرد. "
بدین ترتیب هر کس تخم مرغی را بر میداشت ، اما هیچ کس تخم مرغ خودش را نمیشناخت و تخم مرغ هر کسی به‌ خانه‌ دیگری برده‌ میشد .
فردای آن روز ، یکبار دیگر در حصار هورامان برف شروع به‌ باریدن کرده‌ و سرما آغاز شد. از آن روز به‌ بعد در هورامان برف زیاد می بارد ...
این قصه که‌ یکی از نمونه‌قصه های عالی هورامانیان است ، به‌ نیکویی نشان از پاکی و نیک سرشتی دیرینه‌ی هورامیان و پرهیز از گناهان توسط آنان دارد. هورامان همچون یک حلقه‌ و دایره‌ نفوذ ناپذیر تصور شده‌ است.


وفات پیرشالیار ؛
آنچه‌ از احوال و گفتار مردم هورامان بر می آید این است که‌ پیرشالیار هفت پسر به‌ دنیا آورده‌ است که‌ همگی آنان در نوجوانی و جوانی وفات کرده‌اند و بدین شکل نسل ایشان به‌ پایان رسیده‌ است.
میراث ( معنوی ) پیرشالیار به‌ مریدانش رسیده‌ است و تا کنون نیز نسلهای این مریدان هنوز در روستا ، مسئولیت اجرای مراسم پیرشالیار را بر عهده‌ دارند. . از آن به‌ بعد دیگر نسل بابا و پیران به‌ پایان رسیده‌ و دین نوین اسلام حاکم گشته‌ است. لیکن با این وجود نیز ، یاد و خاطره‌ی پیران و از جمله‌ پیرشالیار بعد از مرگش ، هنوز زنده‌ و پا بر جاست. پیرشالیار پیریست که‌ روح هورامان را سبز گردانیده‌ است و در میان برف و سرما در فصل زمستان ، مردم را به‌ سوی خود جذب میکند و در حصار پر از برف هورامان ، نوید بهار و مراسم کومسای را میدهد. مردم از هر سوی به‌ هورامان تخت میشتابند و شوق و حرارت پیر ، آنان را شعله‌ور ساخته‌ ،  و به‌ حرکت وا میدارد... و این خود نشان میدهد که‌ پیرشالیار ، پیریست که‌ مرگ نمیشناسد ،

نوشته شیرکو جهانی(ساکن مهاباد و نماینده سازمان حقوق بشر در کردستان-مهاباد) 

با مقداری ویرایش و تصحیح


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: پیــرشـالیـار را بشناسیـم | لینک |
از «وه یسیا»ی هورامان تا الازهر مصر با ملاحسن دزلی(مردوخی)
دانشمند بزرگ و شاعر خوش قریحه علامه ماموستا ملا حسن دزلی در سال 1275هجری قمری در روستای «وه یسیا»ی هورامان تخت ، دیده به جهان گشود. بعد از چند سال ملامحمد پدر ملا حسن تصمیم می گیرد به روستای دزلی نقل مکان کند و در آنجا ملا حسن 6 ساله بود که تحصیلات را نزد پدرش شروع کرد سپس به روستای دگاشیخان و از آنجا نیز به عراق رفت . در عراق تحصیلات علوم دینی را به اتمام رسانید و آنجا بود که بدلیل حل اختلاف یک مسئله فقهی که در بین علما بوجود آمده بود والی بغداد به او منصب قاضی القضات پیشنهاد داد اما او نپذیرفت وتحصیل در دانشگاه الازهر را به والی پیشنهاد داد و والی هم پذیرفت.پس از آن ملا حسن به مصر رفت ؛ چند سالی در آنجا تحصیل کرد و چند سال هم تدریس ؛ بالاخره پس از 11 سال اقامت تصمیم به بازگشت گرفت و راهی هورامان شد و سرانجام در سال 1365درسن90سالگی در روستای دزلی وفات کرد.

شهرت ملاحسن بیشتر به طنز پردازی است وی هجری تخلص میکرد علاوه بر هورامی و سورانی به زبانهای عربی و فارسی نیز شعر میسرود. در زیر شعری ملمّع(عربی وکردی سورانی) از او را میخوانید1:

 

 چ هــــاوار و هــــورایه بوالاخبـــاز و برســــی سک                                 

                               به سیحه ی إنّناجُعنا،به برسیمه ده بــــــی بچری

فلک ئاویکی بورشتین،ئه بی برسی وکزوکویربین      

                              احامیر و اکالب ، شَحم و لَحم و تویش ئه بی بقری

وه کومن ذکری گیته و وردی چایی،صرفی علمی که   

                                   وه گه ر نه ریحی أمعاء وأوارِگ زیاد ئه کاو ئه تری

به کام ده ستوور کام یاسا،اَعالِم رووت و برسی بن؟   

                                   له هه ر بوالعلم و بوالزانین ده پرسم،قال لاأدری

حسن!روژی ئه بی عالیم ببی به ساحیبی عاله م   

                                  اولوالازوار!اولول سه روار!اولولدینار!ئـــه بی بمری

ئه گه ر روژی عیلم جیگای «اولول»بگریته وه کاکه!    

                                که رو بل باوی نامینی ، وه کو کولاره هه ل ده فری


1 برای مطالعه بیشتر رک : دیوانی مه لا حسن دزلی مردوخی ، احمد نظیری / تاریخ مشاهیر کرد،مردوخ ، ج2 / چیشتی مجیور ، از هژار، صص4-123


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: مشاهیر هورامان | لینک |
معرفي كتاب

آوانويسي و تجزيه وتحليل

نوشته: بهمن حاج اميني

"موسيقي كردهاي هورامان"

شامل چهار فصل:

فصل اول: موقعيت و پيشينه تاريخي هورامان
فصل دوم: مفاهيم آواز هاي هورامان
فصل سوم:ويژگيهاي متن و ملودي درموسيقي هورامان
فصل چهارم: شعرها و آوانويسي

اين كتاب با تكيه بر دانش موسيقي شناسي تطبيقي نگاشته شده است.هورامان (اورامان) از مناطق بكر و دست نخورده در عرصه فرهنگ شفاهي محسوب مي شود. اعتقاد به ارتباط آوازهاي منطقه با موسيقي باستاني موضوع را جذاب تر كرده و به لزوم پژوهش هاي گسترده تري در زمينه ي علوم ميان رشته اي تأكيد مي كند.
مؤلف در مقدمه مي نويسد: «در چند دهه اخير تحقيقاتي در زمينه موسيقي كردي انجام شده است كه به دليل پراكندگي جغرافيايي و تنوع موسيقي كردها بسيار اندك به نظر مي رسد. در زمينه موسيقي هورامان تاكنون هيچ تحقيق مستقلي انجام نگرفته است و اين پژوهش اولين گام در اين راه محسوب مي شود.»


نوشته شده توسط عدنان آشنا | موضوع: معرفی کتاب | لینک |

هورامان را بشناسیم

هورامان تخت؛روستاهایی پلکانی با 1140 خانوار و 4926 نفرجمعيت تابع شهرستان در استان كردستان مي باشدکه به شیب تند خانه هاو سختی کوههای بلند پر از برف و دره های عمیق مشهورگشته است.اين دهستان از سمت غرب با كشورعراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهاي ژاورود و شهرستان سنندج همسايه است . كوه تخت با 2770 متر در غرب اين دهستان واقع شده است. یک شاخه مهم رودخانه سيروان ازاين دهستان سرچشمه گرفته و پس از تلاقي اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان مي ريزد .مرکز دهستان با 644 خانوار 2754 نفر جمعيت در فاصله 75 كيلومتري جنوب مريوان و اقع شده است.
شعروادب هورامی:
شعر وادب هورامی بصورت مکتوب از زمان پیر شالیاربزرگ (با کتاب ماریفه تو شالیاری)در کنار سایر مناطق هو رامان بزرگ درهورامان تخت فعالیت داشته و دارد بی شک استاد صیدی هورا مان تختی با شاهکارش(دیوان صیدی) کمک بزرگی به ادبیات هورامی کرد .اکنون شعروادبیات در هورامان تخت با شاعرانی نظیر ماموستا محمد امین مشهوربه میرزای هورامی(صاحب اثر " سه وزه ی کوسالان")دنبال میشود.
*هورامان تخت شامل به ترتیب روستاهای:
1-کماله (با 171 خانوار و 786 نفر)۲-رودبر (با 95 خانوار و 412 نفر)۳-ویسیان (با 59 خانوار و 247 نفر)۴-مرکزی(هورامان تخت) با 644 خانوار و 2754 نفر.۵-سرپیر (با 171 خانوار و 727 نفر )می باشد که منطقه اي بسيار دلنشين و داراي مناظر زيبا از جمله هه ره را -هزارانی-بندن و... مي باشد
*اماکن زیارتی هورامان تخت عبارتند از:
پیر شالیار و پیره وه ت و پیر محمد غیبی و پیر خالد و پیر کومسایی وپیر محمد رستم در مرکز هورامان تخت . ماموستا صیدی سرپیر . باباشیخ حسین رودبر . بابا بیدو و شیخ روح الله در غرب کماله . صحابی هه وار دول و...
از نظر اقتصادي بيشتر مردم از طريق كشاورزي مختصر وباغداري و اندك صنايع دستي امرارمعاش مي كنند البته درآمدبسيار كم آن باعث مهاجرت به شهر ها و خالي شدن روستاهاگرديده است.
محصولات هورامان تخت عبارت اند از:در درجه اول گردو و انگور و محصولاتی از قبیل توت . آلوچه وانار و...
hawramantakht@yahoo.com
اردیبهشت هزار , سیصد و هشتاد و چهار

فهرست اصلی

خدمتگزار شما

ماههایی که گذشت

موضوعات نگاشته شده

دریچه ای به دانایی

همسایه ها

هورامان تخت را بشناسیم

شاعران هورامان

معرفی کتاب

عکسهای هورامان تخت

دیدنیهای هورامان تخت

مراسم پیرشالیار

پیرشالیار کیست

hawraman knowledge

تاریخ هورامان

مقالات در مورد هورامان

هنرمندان هورامان

آدرس دیگر همین وب سایت

http://www.hawraman.dom.ir/

رد پای شما

کاربران آنلاین :
بازديدها :


Powered By
BLOGFA.COM

 

Search Engine Optimization and SEO Tools